|
به یک آخونده میگن، شما از خودت کون گشاد تر دیدی تاحالا؟
میگه آره، اونهایی که به من میگن التماس دعا حاج آقا
پس از منفی شدن جواب آزمایش ایدز بهروز، موجی از شادی و شعف
شهرستان قزوین را فراگرفت
علی دایی می ره اردبیل نون بگیره چادر سرش می کنه تا کسی نشناسش
توی صف خودشو می چسبونه به یه خانم تُپل
خانمه می گه : علی ول کن منم رضا زاده
رشتیه به دوستش می گه: یه جا بلدم شام میدن! مشروب میدن!تریاک میدن!
آخرش هم 30000 تومن میدن!! دوستش میگه: کجاست؟!!
میگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده
یه روز غضنفر تو تاکسی بود جو میگیرتش کرایه راننده رو هم حساب میکنه
به خروسه میگن چرا سرما خوردی ؟؟؟ میگه از یه مرغ منجمد لب گرفتم
یه فیلسـوف قـزوینی میگه: « تا امید هست،آرزو نمی کنم
ترکه تو خواب داره پلی استیشن بازی می کنه تو بازی زنشو می کشه
می ره مرحله بعد،یهو از خواب
پا می شه میبینه زنش جلوش نشسته،می گه ای داد یادم رفت سیوش کنم
رشتیه زنش رو برد دکتر
دکتر: برای خانمتون 3
روز نزدیکی تجویز می کنم. رشتیه :خانم رو بیارم
مطب یا تشریف میارید منزل؟
زنه میره دکتر میگه
آقای دکتر این سینه ام اینقده درد میکنه که میخوام
بکنمش بندازم جلوی گربهدکتره میگه : میو میو میو
تبلیغات کرم موبر : قبل از مصرف : میرزا کوچک خان
بعد از مصرف : دیوید بکهام مصرف نادرست : رفسنجانی 
به ترکه میگن تو شهرتون آثار باستانی دارین ؟
میگه نه ولی دارن میسازن
بسیجیه میره داروخانه میگه : آقا شربت شهادت می خواستم
لره پیش بچه هاش میگوزه همه بچه هاش میزنن زیر خنده .
اشک تو چشاش جمع میشه میگه
خدایا این شادی رو از خانواده ام نگیر
لره مادرشو میبره پیش دکتر ؛ دکتر معاینه میکنه میگه
باید پرهیز بکنه....لره میگه:آقای دکتر قربانت برم الهی...
نمیشه خودت بکنی آخه پرویز دهن لقه میره به همه میگه
لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه
که ریشش بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده
چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ نگاهش می کنه وجواب نمیده.
میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که
اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه
خیلی نگران میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده؟اونم
محلش نمیزاره.میره تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده
وخیلی ناراحته میگه من
می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه
پدرسوخته موقعی که
داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی
لره 500 تومن به پسرش میده میگه این رو 300 ماست بخر
200 تومن مال خودت پسرش میگه نمیرم.
میگه 1000 تومن 500 مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه
میگه بیا 1500 تومن 1000 تومن مال خودت 500 ماست بگیر
میگه نه. میگه بیا 2000 تومن بگیر 1500 مال خودت
500 تومن ماست بخر پسرش میگه نمیرم.
لره شاکی میشه میگه پدرسگ
پس بیا تو مادرت رو بکن من برم ماست بخرم
بچه مثبته از لره میپرسه : آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر
میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟
لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه
لره میخواسته آتش نشان بشه
توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره
و اون اطراف
آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم
یه روز یه مجلس عزا داری بوده بین ترک ها و لر ها
شیخ می گه : برقها رو خاموش کنید می خوام ببرمتون کربلا
وقتی برقها می یاد می بینن لر ها چمدون به دستن
می پرسن پس ترکها کجان؟ می گن اونا تو ترمینال منتظرن |