«گاهی اوقات زندگی طوریه که آدم نون امروز را واسه شکم فرداش نمیخواد، اونوقته که رویاهای آدم به تعویق میافته. گاهی اوقات آدم از سرنوشت، رو دست خوبی میخوره، که فکر میکنه داره تصمیم میگیره اونوقته که آدم ادعاهایی میکنه، که تو رو دربایستی انجامش گیر میافته. گاهی اوقات آدم از آرزوهاش جا میمونه. گاهی اوقات آدم میخواد بازی کنه، بازیگر میشه. گاهی اوقات داره میخنده وقتی تو دلش خونه، گاهی گریه میکنه و قتی داره از زور خنده میمیره. گاهی اوقات شوخی شوخی همه چیز جدی میشه. گاهی اوقات آدم وقتی زیاد میخواد کم مییاره، گاهی وقتی کم مییاره زیاد میخواد. گاهی اوقات با ترس و لرز بر میگرده به پشت سرش نگاه کنه، میبینه چه شجاعتی گاهی اوقات با شجاعت میتونه ترساشو نگاه کنه. گاهی اوقات آدم به دنبال خوشبختی، زندگی را گم میکنه، گاهی هم با انتظار زندگی را معنا میکنه. گاهی اوقات آدم برای پیدا کردن یه گنج الکی، گوهر خودشو گم میکنه، گاهی هم گوهر حقیقت را پیدا میکنه
یکشنبه دهم خرداد 1388 توسط عطا |
وقتی که می آیی صدای تق تق گامهای تو بر سنگ فرش کوچه چه آوای خوشی است کاش این آمدنت تا ابدیت می رفت
atafakhri@yahoo.com