تبليغاتX
دنیای شیرین من

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

دنیای شیرین من

دوست داشتنی های پیرامون من


فرصتی برای عاشق شدن

هنوز معنای باران نفهمیدم که بر اسمان دلم باریدی

هنوز معنای محبت را نمی دانستم که تو در کنج دلم جای دادی

نمی دانم تو را به چه چیز صفت دهم

 با کدام گل سرخ جواب محبتهای تو را کنم

هنوز معنای عشق نمی دانستم

 

 که تو با عشق ورزیدن به من عشق را نشان دادی

 

وقتی قلم در دست داشتم تا به جای گل سرخ نامه ای برایت بنویسم

هیچی به ذهن نمی رسید به جز اینکه بگویم

دوستت دارم

پس فرصتی برای 04.gif عاشقی 04.gif به من بده

جمعه ششم آذر 1388 توسط عطا |

من محتاج توام

من محتاج توام

من محتاج توام

از عشق که....نه....

اما از عاقبت بی عقوبت! این همه فاصله،

از انتهای نامعلوم این کوچه های بی چراغ و چلچله!،

چرا.........می ترسم!......

من از لحظه ای که چشم های تو،

بین آوار این همه نگاه معنا دار گم شوند!

من از دمی که بازدم تو پاسخش نباشد،

می ترسم!

اما اگر راستش را بخواهی!

نمی دانم که از عاقبت این همه ترانه و نامه ی بی جواب!

می ترسم یا نه؟!

فقط می دانم که.....محتاجم!

محتاج سکوت ستاره!

محتاج لطافت صبح!

محتاج صبر خدا!

من محتاج ترانه های بی قفس ِ پر از کبوترم!

من محتاج واژه های ساده و بی تکلفم

واژه هائی که بشود با آب غسلشان داد!

من محتاج نگاهی از جنس آب و لبخندی از جنس صداقتم!

من محتاج عطر یک احساس باران زده ی نمناکم!

من محتاج توام!

محتاج نگاه تو،

محتاج لبخند تو،

محتاج احساس تو،

همین!

از این ساده تر و بی تکلف تر در کلام من نمی گنجد!

من محتاج توام که بیایی و مرورم کنی!

با یک هوا هق هق!

با یک جفت نگاه خیس!

من محتاج یک دنیا آسمان ابریم!

که ببارد،....که برای من بشود،

بهانه ای از جنس معجزه!

تا بگویم تو را به حرمت این ابرها که می گریند قسم!....

 

 

 

 

چهارشنبه چهارم آذر 1388 توسط عطا |

دوستت دارم

icon38دوستت دارم

Click the image to open in full size.دفتر عشـــق كه بسته شـدClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــ دمClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــدونClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــدمClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــودClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــدClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــتClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــدClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.تــــموم وســـعت دلـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــوClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــد زدمClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.غــرور لعنتی میگفـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــتClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــدمClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.از تــــو گــــله نمیكنــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــمClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.از دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــمClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــودمClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.چــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــیمClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــنClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــهClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــ ــــــــوClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــشهClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.دسـت و دلت نلـــــــــــــــــــــــ ـرزهClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.بزن تیر خـــــــــــــــــلاص روClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.ازاون كه عاشقـــت بودClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size.بشنواین التماسروClick the image to open in full size.
Click the image to open in full size................Click the image to open in full size.
Click the image to open in full size..........Click the image to open in full size.
Click the image to open in full size.....Click the image to open in full size.Click the image to open in full size..Click the image to open in full size.

چهارشنبه چهارم آذر 1388 توسط عطا |

مي گيرند

آه می گیرند!!!

می گیرند!!

واژه ها را از من می گیرند

چشمانت را می گویم

یکشنبه یکم آذر 1388 توسط عطا |

فقط برای تو

آن زمان که مانند پرستویی زیبا در آفاق وجودم پر کشیدی چه صمیمانه در کنج دلم جا گرفتی وحالا محبت راتنها و تنها در گرو چشمان افسونگر تو میبینم ای کاش در کنارم بودی تا برگ برگ درخت زندگیم را به پایت فنا و نابود می کردم ای کاش در کنارم بودی تا سیر نگاهت می کردم تا جبران لحظه هایی را کنم که آرزوی دیدنت را داشتم ای کاش در کنارم بودی تا در سحر گاه تنهایی تا نماز عشق را تنها و تنها با تو اقامه می کردم ای کاش

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 توسط عطا |

اسب سرکش در سینه لیلی

اسب سرکش در سینه لیلی

 

 

لیلی گفت: موهایم مشکی ست، مثل شب، حلقه حلقه و مواج،

 دلت توی حلقه های موی من است 

 نمی خواهی دلت را آزاد کنی؟

 نمی خواهی موج گیسوی لیلی را ببینی؟

 

مجنون دست کشید به شاخه های آشفته بید و گفت: نه نمی خواهم،

گیسوی مواج لیلی را نمی خواهم.

 دلم را هم.

 

لیلی گفت: چشمهایم جام شیشه ای عسل است، شیرین،

 نمی خواهی عکست را توی جام عسل ببینی؟

 شیرینی لیلی را؟

 

مجنون چشمهایش را بست و گفت: هزار سال است عکسم ته جام شوکران است، تلخ.

 تلخی مجنون را تاب می آوری؟

 

لیلی گفت: لبخندم خرمای رسیده نخلستان است.

 خرما طعم تنهایی ات را عوض می کند.

 نمی خواهی خرما بچینی؟

 

مجنون خاری در دهانش گذاشت و گفت: من خار را دوستتر دارم.

 

لیلی گفت: دستهایم پل است. پلی که مرا به تو می رساند. بیا و از این پل بگذر.

 

مجنون گفت: اما من از این پل گذشته ام. آنکه می پرد دیگر به پل نیازی ندارد.

 

لیلی گفت: قلبم اسب سرکش عربی ست.

 بی سوار و بی افسار.

عنانش را خدا بریده، این اسب را با خودت می بری؟

 

مجنون هیچ نگفت.

 

لیلی که نگاه کرد، مجنون دیگر نبود؛ تنها شیهه اسبی بود و رد پایی بر شن.

 

لیلی دست بر سینه اش گذاشت، صدای تاختن می آمد

شنبه بیست و سوم آبان 1388 توسط عطا |

باز کن پنجره را

تقدیم به عشقم

بازکن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقیها را جشن می گیرد

و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمعی روشن کرده است.

همه چلچه ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند. کوچه یک پارچه آواز شده و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقیها را گل به دامن کرد.

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

عاشقتم. به چه زبونی بگم ها ؟؟؟؟

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

چند شعر عاشقونه

b#@!^%$(*&
ری را

سادگی را
من از نهانِ یک ستاره آموختم
پیش از طلوعِ شکوفه بود شاید
با یادِ یک بعداز ظهرِ قدیمی
آن قدر ترانه خواندم
تا تمامِ کبوترانِ جهان
شاعر شدند.


سادگی را
من از خوابِ یک پرنده
در سایه‌ی پرنده‌یی دیگر آموختم.
باد بوی خاصِ زیارت می‌داد
و من گذشته‌ی پیش از تولدِ خویش را می‌دیدم.
ملایکی شگفت
مرا به آسمان می‌بُردند،
یک سلولِ سبز
در حلقه‌ی تقدیرش می‌گریست،
و از آنجا
آدمی ... تنهاییِ عظیم را تجربه کرد.


دشوار است ... ری‌را
هر چه بیشتر به رهایی بیندیشی
گهواره‌ی جهان
کوچک‌تر از آن می‌شود که نمی‌دانم چه ...!


راهِ گریزی نیست
تنها دلواپسِ غَریزه‌ی لبخندم،
سادگی را
من از همین غَرایزِ عادی آموخته‌ام.

 

از من بگیر

نان را از من بگیر ، اگر میخواهی ،
هوا را از من بگیر ، اما
خنده ات را نه .

گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را كه میكاری ،
آبی را كه به ناگاه
در شادی تو سرریز میكند ،
موجی ناگهانی از نقره را
كه در تو میزاید .

از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
كه دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی ،
اما خنده ات را كه رها میشود
و پرواز كنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید

عشق من ، خنده تو
در تاریك ترین لحظه ها میشكفد
و اگر دیدی ، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست ،
بخند ، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته .

خنده تو ، در پاییز
در كنار دریا
موج كف آلوده اش را
باید برفرازد ،
و در بهاران ، عشق من ،
خنده ات را میخواهم
چون گلی كه در انتظارش بودم ،
گل آبی ، گل سرخ
كشورم كه مرا میخواند .

بخند بر شب
بر روز ،
 بر ماه ،
بخند بر پیچاپیچ
خیابان های جزیره ، بر این پسر بچه كمرو
كه دوستت دارد ،
اما آنگاه كه چشم میگشایم و میبندم ،
آنگاه كه پاهایم میروند و باز میگردند ،
نان را ،
 هوا را ،
روشنی را ،
 بهار را ،
از من بگیر
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم ...
 

(پابلو نرودا )

 

لحظه های تازه

با تو ، از نام تو هم آبی ترم

خلوتی سرشار از نیلوفرم

عشق ، همرنگ نگاهت می شود

وقتی از چشم تو ، نامی می برم

لحظه های تازه ات را مثل گل

می گذارم لابه لای دفترم

وقتی از دست زمین و آسمان

لعنت و دشنام ، می ریزد سرم؛

خستگی های خودم را ، پیش تو

در کنار دفترم می گسترم

بعد از آن ، حرف دلم را بیت بیت

اندک اندک ، بر زبان می آورم

ما دو تا ، از خویش خالی نیستیم

تو لجوجی ، من پر از شور و شرم

گرچه تو از من ، کمی شیدا تری

من هم از تو ، اندکی عاشق ترم

تو اگر یک لحظه پروازم دهی

شاید از هفت آسمان هم ، بگذرم...

 

 

 

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط عطا |

گله ای نیست

گفتی که مرا دوست نداری - گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من ده

گفتی که نه باید بروم - حوصله ای نیست

رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو - - به سلامت خدا پشت و پناهت

بگذار بسوزد دل من - مسئله ای نیست

تو که نیستی غم غربت با منه ... همیشه یه دنیا حسرت با منه

تو که نیستی روزا با شب یکی ان ... هر دوشون تاریکن وتاریکی ان

با تو ماهو همه جا میبینم ... حتی خورشیدو شبا می بینم

بی تو این دنیا که تو چنگ منه ... دیگه چنگی به دلم نمیزنه

میدونستی پیش تو گیر دلم ... میدونستی بری میمیره دلم

ای دل صاب مرده باز تورو خواب برده

پاشو از خواب و ببین دنیاتو آب برده

دارم از این همه گریه آب میشم ... رو سر دنیا دارم خراب میشم

خیلی مایوسه دلم یه کاری کن ... داره می پوسه دلم یه کاری کن

غم وغصه شده حق دل من  ... به همینا مستحقه دل من

دلی که بی تو بتونه دل باشه ... به خدا بهتره زیر گِل باشه

میدونستی پیش تو گیر دلم ... میدونستی بری میمیره دلم

دارم از درد غریبی آب میشم ... رو سر خودم دارم خراب میشم

سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط عطا |

چندمطلب عاشقونه ی زیبا

بدون شرح


تو که میدونستی من طاقت دوریتو ندارم

می‌تونستم وقت گریه سر رو شونهات بذارم

چرا رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟..

..........................................................

نمیدونم چرا ولی یه حس تلخی دارم
حس میکنم فراومشم کردی
از یادت رفتم
هیچ کس انگاری درک نمیکنه حال منو
همه با حرفاشون نمک  میزنن به زخم من
کسی درک نمیکنه که چرا من  میخوام که .....
به کی بگم تا دلم اروم بگیره
همه بلدن ادمو نصیحت کننن
همش  با حرفاشون میرن رو اعصاب ادم
خودت که میدونی چه حرفایی رو میگم
میگن اشتباه نکن از کجا معلوم که برمیگرده
یه مشت مزخرف ..............
هیچ کس نمیخواد بفهمه که ما بهم تعهد داریم
نمیخوان بفهمن  که .................
خدام انگاری  صدامو نمیشنوه
چقدر تنها و بی کس شدم خدا
چرا چرا کسی درک نمیکنه که واسه چی رفتی
چرا هیشکس نمیفهمه واسه چی موندم
واسه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سر جدت خودت یه کاری بکن
یه جوری دلمو اروم کن
خودت از خدا بخواه که همه چی مثل اولش بشه
یه چیزی روی دلم سنگینی میکنه
دارم خفه میشم

 ............................................................

سلام عشق من
سلام گل  من
منم دلم واست تنگه گلکم
منم دوستت دارم هوارتا
بمیرم و نبینم گلم سختی میکشه
خودم فدات میشم خدا نکنه شما چیزیت بشه
قربون گلم برم که اونجا هم که هست نگران منه
چشم عزیز دلم من مواظب خودم هستم
تورو خدا توام مواظب خودت باش
دوستت دارم خیلی زیاد

 ...............................................................

دلم از کسی گرفته که میخوام واسش بمیرم


سلام عزیزم

راستشو بخوای اومدم ازت گله کنم

دلم ازت گرفته خودتم خوب میدونی چرا  پس نمیگم اما بدون

دلم به بودنت خوشه ، دلم خوشه که تو توی این دنیای بزرگ زندگی میکنی

منم به عشقت زنده هستم!

 ................................................................

 

گل گلدون من ........


گل گلدون زندگی من سلام
میخوام اعتراف کنم که دلم واست یه ذره شده
میخوام بگم که دیوونتم
که دوستت دارم
اخ اگه بدونی این یه ماهی که نیستی و ازم دور شدی چقدر بهم سخت گذشته
اگه بدونی من این روزارو چه جوری طی کردم
اخ اگه بگم که .........
عزیزم فکر نکنی که من خیلی دلسنگم یا نسبت بهت بی تفاوت نه
بابت روز اخری میگم  فکر کنم از اینکه من میخندیدم تعجب کرده بودی
واسم خیلی سخت بود که بخندم اما واسه اینکه دم رفتن دل گلم نگیره خندیدم
اخه قبل اینکه بیام پیشت از خدای مهربونمون خواستم که بهم طاقت بده دیدمت گریه نکنم
که نکنه یه وقت هستی من با دیدن اشکای من دل مهربونش ازرده بشه
اگه بدونی توی دلم چه غوغایی بود از وقتی که بهم گفتی داری میری
گفتی بخاطر زندگیمون مجبوری چند سال ازم دور بشی
اخه گل من اخه چند بار بهت بگم من راضی نیستم بخاطر من اینجوری خودتو اذیت کنی؟
چرا حرفمو باور نمیکنی؟ چرا به حرفم گوش نمیدی دنیای من؟
اگه بدونی چه جوری ازت دل کندم!
چه جوری دور شدنتو نگاه کردم ! دیدم که توام چه جوری با نگاه مهربونت بدرقم میکردی
دیدم که وقتی مطمئن شدی با چه حالی رفتی
اگه بدونی توی راه برگشتن به خونه چه حالی داشتم
نمیدونی گلم تو ندیدی حال منو
تو میدونی که چشام منو  رسوام میکنن  واسه همین  بعضی وقتا گیر میدی که تو ی چشات نگات کنم
وقتی شب پیام دادی که داری میری با گریه جواب پیامتو دادم
گلم دلم واست تنگه
خدا کنه زودتر این سالای جدایی تموم بشه و تو برگردی پیشم
بخدا دلم واست یه ذره شده

 ....................................................................

یک جمله زندگی ساز


من عاشق شعر هستم
در بین  تمام شعرهای دنیا . یک بیت شعر را همیشه تکرار میکنم با خودم.
منظورم همان بیتی است که شده ورد زبان من و چشم های تو !
همان بیتی که شده ورد زبان من و سکوت مهربان و شرجی تو !

منظورم "  دوستت دارم " است !
هر بار که این جمله را تکرار میکنم تمام ثانیه ها می شوند نت های موسیقی !
و تو
زیبا می شوی زیباتر از همیشه !
می بینی؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی بود یکی نبود
من بودم و تو
ما بودیم و یک جمله زندگی ساز
دوستتت دارم

 ................................................................. 

مرا دریاب


باران تند و بی امان اشک امشبو دوست دارم
میخوام برم کنار پنجره و رو به خدا دعا کنم
برای همه اونایی التماس دعا داشتن
برای خوشبختی خودم و برای خوشبختی همه
سحر واسه تو عزیز دلمم دعا میکنم
واسه بودنت واسه سلامتیت
خلاصه هر چی ارزوی خوبه واسه تو
از اون همه ترس و دلشوره چند وقته پیش هیچ خبری نیست
چقدر صبورم و اروم
انقدر که خودمم شک میکنم که این منم
==========================
خواستم از تو بنویسم
چیزی بود
که نمیگذاشت
همان که نمی گذاشت
حتی به تو فکر کنم
اما اینبار بدون فکر
می گویم:
بیا و مرا دریاب
ودرک کن که چرا
نمیتوانم به تو بیندیشم

 

 ...............................................................

سلام
میگن سلام سلامتی میاره  پس به نیت سلامتی تو سلام میکنم
خواستم یه مدت نباشم که بشینم یکم فکر کنم ببینم چی به چیه
ولی راسش به هیچی نرسیدم
خیلی دلم میخواست توی این روزای عزیز و مبارک پیش هم بودیم
ولی حیف که تا الان نشده
قسمت اینه مگه نه؟؟
میگن اون که دورتره عزیزتره !!!!!!!!!!!!
سهم من از این دوری چیه ؟ عزیزتر شدم یا ........
راستی تا یادم نرفته عیدت مبارک
یادت نره واسم حتما حتما دعا کنیا .منم که نگفته همیشه  .اسه سلامتیت و موفقیتت دعا میکنم
بزار حدس بزنم روز عید به این بزرگی کجا میتونی باشی
همونجایی که من ارزومه اونروز اونجا میبودم واز صاحب عزیزش عیدیمونو میگرفتیم
کلی رو مخ بابا اینا کار کردم  
اگه خدا بخواد این هفته میرم اونجاتا اول از همه واسه سلامتی و ظهورش دعا کنم
بعدش واسه گل خودم
مراقب خودت باش
دوستت دارم

 ................................................

وای، باران؛ باران؛
شیشه پنجره را باران شست.
از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
من شکو فائی گلهای امیدم را در روءیاهامی بینم،
و ندائی که به من می گوید:
"گر چه شب تاریک است
دل قوی دار،
سحر نزدیک است
از گریبان تو صبح صادق، می گشاید پر و بال.
تو گل سرخ (نازنین)منی، تو گل یاسمنی
تو مثل چشمه نوشین کوهسارانی
تو مثل قطره باران نو بهارانی،تو روح بارانی
تو چنان شبنم پاک سحری؟
- نه، از آن پاکتری.
تو بهاری؟ نه،-بهاران از توست.
از تو می گیردوام، هر بهار اینهمه زیبایی را.
گل به گل،سنگ به سنگ این دشت
یادگاران تواند.
رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت سوکواران تواند.
در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک،اما آیا باز بر می گردی؟
چه تمنای محالی دارم خنده ام می گیرد!
در میان من و تو فاصله ها ست.
گاه می اندیشم،
-می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!
تو توانائی بخشش داری.
دستهای تو توانائی آن را دارد؛
-که مرا، زندگانی بخشد.
وتو چون مصرع
شعری زیبا،
سطر برجسته ای از زندگی من هستی.
من در آئینه رخ خود دیدم، و به تو حق دادم.
آه می بینم،می بینم
تو به اندازه تنهائی من خوشبختی
من به اندازه زیبائی تو غمگینم
آرزومی کردم،
که تو خواننده شعرم باشی.
-راستی شعر مرا می خوانی؟-
نه،دریغا،هرگز،
باورم نیست که خواننده شعرم باشی.
- کاشکی شعر مرا می خواندی!-
وقتی تو نیستی، خورشید تابناک،
شاید دگر درخشش خود را،
و کهکشان پیر گردش خود را
از یاد می برد. و هر گیاه،
از رویش نباتی خود، بیگانه می شود.
افسوس!
آیا چه کسی تو را،
از مهربان شدن با من، مایوس می کند؟
ای مهربان من،
من دوست دارمت؛
چون سبزه های دشت
چون برگ سبز رنگ درختان نارون.
ای قامت بلند مقدس،تندیس جاودان،
ای مرمرسپید،
ای قامت بلند ای از درخت افرا
گردنفرازتر
از سرو سربلند بسی پاکبازتر
ای آفتاب تابان
از نور آفتاب بسی دلنوازتر
ای پاک تراز برفهای قله الوند،
تو ،با نوشخند مهر،با واژه محبت،
فرسوده جان محتضرم را ز بند درد
آزاد می کنی.
وبا نوازشت،این خشکزار خاطره ام را،
آباد می کنی.
ای مرمر بلند سپید،ای پاکی مجرد پنهان
مهر سکوت را ،زین سنگواره لب سرد ساکتت
-بردار
ای آفریده من،با واژه های ناب
در معبد خیالی خود ساختم تو را.
اما،ای آفریده من!
-نه، ای خود تو آفریده مرا،
-اینک،
با من چه می کنی؟؟؟؟؟؟!!!!!!
ای بلند اندام،سیاه جامه به تن،دلبر دلیر، آن شیر
بیا که دیده من
به جستجوی تو گر از دری شده نومید
گمان مدار که هرگز
-دری دگر زده است
در انتظار امیدم،در انتطار امید
طلوع پاک فلق را،چه وقت آیا من
به چشم- غو طه ورم در سرشک-
خواهم دید؟؟؟!!!
تو ای گریخته از من! حصار خلوت تنهایی مرا بشکن
به من بتاب،که سنگ سرد دره ام
که کوچکم،که ذره ام
مرا ز شرم مهر خویش آب کن
مرا به خویش جذب کن،مرا هم آفتاب کن.
دوباره با تو نشستن
- دوباره آزادی؟
مگر به خواب ببینم،
- شبی بدین شادی
اگر تو باز نگردی،به طفل ساده خواهر
که نام خوب تو را
زنام مادر خود بیشتر صدا زده است
چگونه با چه زبانی به او توانم گفت:"که بر نمی گردی"
ونام خوب تو در ذهن کودک معصوم
تصوری ست همیشه،
همیشه بی تصویر،همیشه بی تعبیر
دوباره با من باش! پناه خاطره ام
ای دو چشم،روشن باش!(فانوس روشن باش)
من ندانم که کیم ،من فقط می دانم
که تویی،شاه بیت غزل زندگیم

سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط عطا |

باور كن كه دوستت دارم

پسر به دختر گفت اگه یک روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میایم تا قلبم را با تمام وجودم تقدیمت کنم. دختر لبخندی زد و گفت تشکر.

تا اینکه یک روز آن اتفاق افتاد… حال دختر خوب نبود. نیاز فوری به قلب داشت. از پسر خبری نبود. دختر با خودش میگفت: میدانی که من هیچ وقت نمیگذاشتم تو قلبت را به من بدی و به خاطر من خودت را فدا کنی، ولی این بود وفایت، حتی برای دیدنم هم نیامدی…شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید.

چشمانش را باز کرد… داکتر بالای سرش بود.به داکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟داکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتان با موفقیت انجام شده .شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه را برداشت. اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.
الان که این نامه را میخوانی من در قلب تو زنده ام. از دستم ناراحت نباش که به تو سر نزدم چون میدانستم اگه بیایم هرگز نمیگذاری که قلبم را به تو بدم… پس نیامدم تا بتوانم این کار را انجام بدم..امیدوارم عمل پیوند موفقیت آمیز باشه.
(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند…او این کار را کرده بود… او قلبش را به دختر داده بود…
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد… و به خودش گفت چرا هیچ وقت حرف هایش را باور نکردم…

پس تو هم باورم کن که… خیلی دوستت دارم

پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 توسط عطا |

باز دل با تو جوانی میكند

باز بی تو تا ابد بارانیم، در حصار عشق تو زندانیم

باز امشب دل صدایت میكند، با تب عشق آشنایت میكند

باز امشب كوچه پر از یاس شد، آسمان دل پر از احساس شد

باز چشمانم به راهت مانده است، بی تو می دانم كه قلبم مرده است

باز لبهایم غزل خوانت شده، عاشق پیدا و پنهانت شده،

باز بی تو تا ابد بارانیم، در حصار عشق تو زندانی  ام

باز دل با تو جوانی  میكند ، بی تو، با تو،  بیقراری میكند

هر كجا ، با هر كه باشم باز تو، اولش تو ، آخرش تو ،  باز تو

چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط عطا |

بیا با هم بمیریم

دیگه زندگیم داره ته میکشه...

از دلم پیاده شو ...آخرشه

نه بمون...

شاید بازم جون بگیرم

نه برو...

می خوام که راحت بمیرم

نه بشین...

که سر رو شونت بذارم

نه پاشو...

که دیگه دوست ندارم...

نه...نه...نه بیا

بیا و دستامو بگیر

عشق من

بیا تو هم با من بمیر

 

 

 

شنبه یازدهم مهر 1388 توسط عطا |

یادت که هست

وعده ی هر روزمان یادت که هست، گریه ی جانسوزمان یادت که هست

کوچه ی عشاق وباران های تند، لحظه های عاشقی یادت که هست

گفته بودی من گل ناز توام!!!! بوسه بر دست ودهان یادت که هست

دغدغه های دوباره دیدنم ، بعد هر قول وقرار ، یادت که هست

آن نگاه مهربان وخیره هم ، لحظه ی دیدارمان یادت که هست

دست از دستم نمی کردی رها، داغی ودیوانگی یادت که هست

روزهای سرد پاییز ومحبت های تو، آن همه پروانگی یادت که هست

با من از عشق و وفا گفتی ورفتی نازنین، صحبت از مهر وصفا یادت که هست

بوسه های داغ ما در زیر باران خزان، عشق بازی هایمان یادت که هست

ابرهای صورتی وخانه های کاغذی، راستی! رویاهایمان یادت که هست

بغض هاواشکهای تلخمان وقت وداع،دوستت دارم همیشه،هایمان یادت که هست

رفتی وجا مانده ام از کوچ تو، این منم آن دنیای دیوانه ات یادت که هست

 

 

شنبه یازدهم مهر 1388 توسط عطا |

آداب در آغوش کشیدن

   
http://i25.tinypic.com/24v3dsl.jpg

آغوشیدن آداب دارد جانم.
حتی عزیزترین‌ت، آن كه با وجب‌ به‌ وجب قلمرو اش آن‌چنان اُختی كه با كف دستان‌ت، لایق آن هست كه این آداب را به‌جای آوری.

نبینم سالخوردگی عاشقیت را بهانه كنی كه بی‌خیال رفیق

هزار بار هم كه در آغوش‌‌ش آسوده باشی، باز باید نرم باشی و خوش‌بوی.
چه بهتر كه به رسم احتیاط خوش‌مزّه هم باشی.

می‌دانی كه مقصودم چیست؟ عالی‌ترین برندهای مام‌رولت صابونی كه عطر نسیم گذر كرده از رودهای شهد و عسل بهشت دارند را هم اگر زبان بهشان بزنی روی تن تلخ‌اند و ناخوش‌آیند. هرچند هم شامّه‌نواز باشند پس حذر كن از آغشتن گردن و سینه به آن‌ها.

 از من اگر بپرسی، می‌گویم كه كاشكی لوسیون كره-كاكائو را امتحان كنی و عصاره‌ی رقیق گل سرخ را. 


آن‌قدر تنگ در برش نگیر كه نفس كم بیاورد.

 آهو باش، نزدیك نیم‌گریزان. دلبر دواننده, گیرم دشت‌ تان هیچ فراخ هم نباشد.

گمان من این است كه شهوت آغوشیدن است كه فعل‌ش را شیرین می‌‌كند. اینجاست كه فراق آب می‌ریزد به آسیاب عاشقیت.

از من به شما نصیحت اگر فاصله با معشوقه ت را از هفت دریا و هفت شهر و هفت كوچه به هفت خانه و هفت گام و هفت نفس رسانده‌ای از من بشنو و هفت میلی‌متر فرقت لحاظ كن به وقت آغوشیدن
, كه شهوت را سر می‌بُرَد لب باغچه‌ی كام‌روایی محض.

مهره‌های گردن برای بوسیدن لب‌های دور است كه می‌جنبند كه منحنی می‌سازند با تن. زلف‌ات اگر شب می‌شكند و جگر فوج عشّاق در خم و تاب‌اش به خون نشسته، باز جایش توی چشم عزیزترین‌ات نیست.

عاشق كه باشی، یك حركت كوچك سر كه ته‌رنگی از كلافه‌گی داشته باشد، تو را آزرده می‌كند. می‌شكند كه بشكند. به خون می‌نشاند كه بنشاند.

تحمیل برازنده‌ی زیبایی نیست. شكوه زیبایی را به یغما می‌برد.

 جمع كن زلف‌ات را. بسته‌اش را اگر طالب‌اش باشد، می‌گشاید به سرانگشتی می‌آشوبد و سر فرو می‌برد در میان‌اش و این نیكو‌تر است. باقی‌ را، ریزه‌كاری‌ها و چیزهای "فقط خودت" را خودت بهتر می‌دانی.

همین‌قدر بگویم كه تجربه كن و تجربه نكن


بسیار توجه کنید بعضی شگردها كهنه‌اش خوب است و بعضی‌ها یك بارش كه بشود دو بار، ملال می‌آورد.

 آغوشیدن گاهی املایی می‌شود كه یك غلط اش یك نمره از تو كسر می‌كند و گاهی غلط‌های همان املاست كه از هر كدام بیست بار باید رونویسی كنی.
هوشیار باش. سر نخ را بگیر و برو. بیاغوش, بیارام و اگر دلت خواست، دعای افزونی آغوشیدن كن برای همه

چهارشنبه هشتم مهر 1388 توسط عطا |

عشق یعنی

عشق یعنی خاطرات بی غبار، دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق یعنی یك تمنا، یك نیاز، زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او، زیر باران دست تو در دست او

عشق یعنی ماتحب از یك نگاه، غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق یعنی عطر خجلت شورعشق، گرمی دست تو در آغوش عشق

عشق یعنی "بی تو هرگز ... پس بمان"، تا سحر از عاشقی با او بخوان

عشق یعنی هر چه داری نیم كن، از برایش قلب خود تقدیم كن

جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط عطا |

قصه لیلی

خدا مشتی خاک را بر گرفت. می خواست لیلی را بسازد، از عشق خود در آن دمید و لیلی پیش از آن که با خبر شود عاشق شد.

اکنون سالیانی است که لیلی عشق می ورزد، لیلی باید عاشق باشد. زیرا خداوند در آن دمیده است و هرکه خدا در آن بدمد، عاشق می شود.


لیلی نام تمام دختران ایران زمین است، و شاید نام دیگر انسان واقعی !!!!


لیلی زیر درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ ،گلها انار شدند، داغ داغ، هر اناری هزار دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند، بی تاب بودند، توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود، دانه ها بی تابی کردند، انار ناگهان ترک برداشت.

خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را خورد ، اینجا بود که مجنون به لیلی اش رسید.


در همین هنگام خدا گفت: راز رسیدن فقط همین است، فقط کافیست انار دلت ترک بخورد.


خدا انگاه ادامه داد: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من، ماجرایی که باید بسازیش.


شیطان که طاقت دیدنه عاشق و معشوقی را نداشت گفت: لیلی شدن ، تنها یک اتفاق است، بنشین تا اتفاق بیفتد.


آنان که سخن شیطان را باور کردند، نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.


اما مجنون بلند شد، رفت تا لیلی اش را بسازد ...


خدا گفت: لیلی درد است، درد زادنی نو، تولدی به دست خویشتن است


شیطان گفت: آسودگی ست، خیالی ست خوش.


خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.


شیطان گفت: ماندن است و فرو در خویشتن رفتن.


خدا گفت: لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.


شیطان گفت: لیلی خواستن است، گرفتن و تملک کردن


خدا گفت: لیلی سخت است، دیر است و دور از دسترس است


شیطان گفت: ساده است و همین جا دم دست است ...


و این چنین دنیا پر شد از لیلی هایی زود، لیلی های ساده ی اینجایی، لیلی هایی نزدیک لحظه ای.


خدا گفت: لیلی زندگی است، زیستنی از نوعی دیگر


چون سخن خدا بدینجا رسید ، لیلی جاودانی شد و شیطان دیگر نبود.


مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد.

لیلی می دانست که مجنون نیامدنی است، اما ماند، چشم به راه و منتظر، هزار سال.


لیلی راه ها را آذین بست و دلش را چراغانی کرد، مجنون نیامد، مجنون نیامدنی است.


خدا پس از هزار سال لیلی را می نگریست، چراغانی دلش را، چشم به راهی اش را...


خدا به مجنون می گفت نرود و مجنون نیز به حرف خدا گوش می داد.


خدا ثانیه ها را می شمرد، صبوری لیلی را.


عشق درخت بود، ریشه می خواست، صبوری لیلی ریشه اش شد.

خدا درخت ریشه دار را آب داد، درخت بزرگ شد، صدها شاخه، هزاران برگ، ستبر و تنومند.


سایه اش خنکی زمین شد، مردم خنکی اش را فهمیدند، مردم زیر سایه ی درخت لیلی بالیدند.


لیلی هنوز هم چشم به راه است چراکه درخت لیلی باز هم ریشه می کند.


خدا درخت ریشه دار را آب می دهد.


مجنون نمی آید، مجنون هرگز نمی آید. مجنون نیامدنی است، زیرا که درخت باز هم ریشه می خواهد.


لیلی قصه اش را دوباره خواند، برای هزارمین بار و مثل هربار لیلی قصه باز هم مرد. لیلی گریست و گفت: کاش این گونه نبود.


خدا گفت : هیچ کس جز تو قصه ات را تغییر نخواهد داد ،لیلی! قصه ات را عوض کن.


لیلی اما می ترسید، لیلی به مردن عادت داشت، تاریخ هم به مردن لیلی خو گرفته بود.


خدا گفت: لیلی عشق می ورزد تا نمیرد، دنیا لیلی زنده می خواهد.


لیلی آه نیست، لیلی اشک نیست، لیلی معشوقی مرده در تاریخ نیست، لیلی زندگی است.

لیلی! زندگی کن

اگر لیلی بمیرد، دیگر چه کسی لیلی به دنیا بیاورد؟ چه کسی گیسوان دختران عاشق را ببافد؟


چه کسی طعام نور را در سفره های خوشبختی بچیند؟


چه کسی غبار اندوه را از طاقچه های زندگی بروبد؟ چه کسی پیراهن عشق را بدوزد؟


لیلی! قصه ات را دوباره بنویس.


لیلی به قصه اش برگشت.


این بار نه به قصد مردن، بلکه به قصد زندگی.


و آن وقت به یاد آورد که تاریخ پر بوده از لیلی های ساده ی گمنام و ......


پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط عطا |

راز شقایق

راز شقایق ...
21 مرداد 88 - 14:03

 

مطالب عاشقانه - سایت كوچولو

شقایق گفت : با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت :

شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری

به جان دلبرش افتاده بود- اما طبیبان گفته بودندش

اگر یک شاخه گل آرد

ازآن نوعی که من بودم

بگیرند ریشه اش را و

بسوزانند

شود مرهم

برای دلبرش آندم

شفا یابد

چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده

و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه

به روی من

بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و

به ره افتاد

و او می رفت و من در دست او بودم

و او هرلحظه سر را

رو به بالاها

تشکر از خدا می کرد

پس از چندی

هوا چون کوره آتش زمین می سوخت

و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت

به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟

در این صحرا که آبی نیست

به جانم هیچ تابی نیست

اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من

برای دلبرم هرگز

دوایی نیست

واز این گل که جایی نیست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!

نمی فهمید حالش را چنان می رفت و

من در دست او بودم

وحالا من تمام هست او بودم

دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟

نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو ؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت

که ناگه

روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد

دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد

آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی

زهم بشکافت

زهم بشکافت

اما ! آه

صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را

به من می داد و بر لب های او فریاد

بمان ای گل

که تو تاج سرم هستی

دوای دلبرم هستی

بمان ای گل

ومن ماندم

نشان عشق و شیدایی

و با این رنگ و زیبایی

و نام من شقایق شد

گل همیشه عاشق شد

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط عطا |

تقدیم به امید زندگیم

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .
تقدیم به تو ای خیال من.........
ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من.........
تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.......
تقدیم به تو که یادت از فکر من، عشقت در قلب من و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست.
میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.
می دانی چرا؟
چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار است ولی در عین حال دلپذیر هم هست، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید.
پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری.
بنابراین:
هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران.
ای عشق من ، ای عزیزترینم:
چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من شدی .
پس:
برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است.
بنابراین:
قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :
عاشقانه دوستت بدارم

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط عطا |

فریادت را باور دارم

تنها صدای آشنا در این برهوت

کلامت را می شناسم

تنها سخن خاطره انگیز

به شکوه این خاطرات

مرا به یاد بسپار

تا

دوباره تصویر خیال انگیزت

در آیینه وجودم نقش بندد

بیا تا در جشن تکرار ثانیه ها

در طلوع ستاره رنگ ببازیم

بیا

تا باور یکی شدن در آیینه ها

چشم ها را بر دنیای تازه تری بگشاییم

 

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط عطا |

چند جمله شاعرانه و عاشقانه از دکتر علی شریعتی

وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغ ها می كند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود ( دكتر علی شریعتی)

دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دكتر علی شریعتی)

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشكوه می آفرینند ( دكتر علی شریعتی )

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دكتر علی شریعتی)

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كویر است ( دكتر علی شریعتی )

اكنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم كه با هر نفس گامی به تو نزدیك تر میشوم . این زندگی من است (دكتر علی شریعتی)

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دكتر علی شریعتی)

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری (دكتر علی شریعتی)

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط عطا |

نقل و قولهای عاشقانه

پرسيد: به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

عشق=زندگی، ترس=مرگ. هیچ حد وسطی برای آن وجود ندارد.

·- عشق با دوست داشتن خودتان آغاز می شود.

·- کار نباید اولین اولویت زندگی شما باشد.

·- همیشه به ندای درونتان گوش دهید. به ندرت دروغ می گوید.

·- زندگی شما و زندگی آنها که دوستشان دارید، اکنون اتفاق می افتد. زندگی شما مقدمه ی نمایشی برای زندگی بعدی که خواهید داشت نیست....پس با عشق زندگی کنید.

·- هیچ ترازویی برای اندازه گیری عشقی که می توانیم به دیگران و خودمان بدهیم، وجود ندارد.

·- بخشش عشق را نباید روی تابلوی امتیازات برآورد کرد.

·- خوشبختی باید از درون شما آید.

·- پول موضوع زندگی نیست.

·- شکایت کردن فقط ترس، ناامنی، و بدبختی را بیشتر می کند.

·- هر روز با احساس قدرشناسی از خواب بیدار شوید.

·- شبها قبل از خواب، به آنچه که در طول روز نسبت به آن قدرشناس بوده اید فکر کنید.

·- برای رسیدن به آنچه واقعاً از زندگی می خواهید، هدف هایتان را پست و کم نکنید.

·- برای رسیدن به رویاهایتان و مهمتر از آن عشق تلاش کنید.

·- خودتان را باور کنید.

·- هر روز بیشترین تلاش خود را به کار گیرید، و هیچگاه به گذشته نگاه نکنید.

·- مجرد ماندن هیچ اشکالی ندارد.

·- تنها بودن به معنای شکست خوردگی نیست.

·- عشق، وقتی که انتظارش را ندارید در خانه تان را می زند.

·- برای عاشق شدن، هر روز و همیشه باید تمرین کنید.

·- عشق یک نبرد است، با آن به همین صورت برخورد کنید.

·- قرار عشقی مثل دوچرخه سواری است؛ شما هیچوقت فراموش نمی کنید که چطور باید آن را انجام دهید.

·- اگر تعداد دوستان واقعیتان به اندازه انگشتان یک دستتان باشد، واقعاً فرد خوشبختی هستید.

·- هر روز و همیشه تفریح کنید.

·- نفس همیشه شما را دچار مشکل می کند. جایی را پیدا کنید که آن را برای همیشه دفن کنید.

·- همه ی ما برنده هستیم. هیچ بازنده ای وجود ندارد. انتخاب با شماست.

·- از تجزیه و تحلیل بیش از حد دست بردارید، فقط عمل کنید.

·- قدم زدن درمانی بسیار عالی است. جسم را ورزش می دهد و فکر را روشن و پاک می کند.

·- هر روز یک نفر را تحسین کنید.

·- عشق به چه مربوط است؟...به همه چیز!

·- مسائل مادی به زندگی شما عشق و خوشبختی نمی آورد.

·- اگر اعتماد نکنید، نمی توانید عاشق شوید.

·- عشق شخصی دیگر باید متمم ما باشد نه مکمل ما.

·- اهمیت و زیبایی لمس کردن را درک کنید.

·- از کودک درونتان کمک و راهنمایی بخواهید.

·- عشق واقعی بی قید و شرط است.

·- عشق بهترین هدیه ای است که می توانید به کسی بدهید، مخصوصاً به خودتان.

·- درمورد هیچ زن یا مرد دیگری قضاوت نکنید؛ این حق را ندارید.

·- به هر کس به خاطر آنچه که هست احترام بگذارید، و با همه با یک میزان عشق و احترام رفتار کنید.

·- ترس نمی گذارد عشق را به طور کامل تجربه کنید.

·- جایی در درون همه ی ماست که به ما اجازه می دهد به عشق رجوع کنیم.

·- هر روز، برای خودتان وقت بگذارید.

·- هیچ وقت، همه چیز را نخواهیم فهمید. این زیبایی زندگی است و مهمتر اینکه زیبایی عشق است.

·- عشق واقعی با هیچ رشته ای به هم متصل نمی شود، هیچ توقعی هم وجود ندارد.

·- بدون توقع زندگی کنید، اینطوری هیچوقت ناامید نخواهید شد.

·- در رابطه هایتان، فردیت خودتان را حفظ کنید.

·- احساساتتان را صادقانه با همه در میان بگذارید.

·- سازش و مصالحه هیچ اشکالی ندارد.

·- همیشه خودتان را باور کنید.

·- برای اینکه عاشق شوید، باید بتوانید گذشت کنید، گذشتی کامل و بی قید و شرط.

·- دوست داشتن خودتان، خودپسندی نیست.

·- خوشبختی از درون خودتان می آید، نه از کسی دیگر.

·- صبر پاداش خوبی دارد.

·- رابطه های عاشقانه مستلزم تعهد است.

·- زندگی انتخاب است. بدانید که همیشه می توانید انتخاب کنید.

·- شما نمی توانید هیچ کس را تغییر دهید، مگر اینکه آن فرد خود بخواهد که تغییر کند.

·- هوشیاریتان را بالا برید.

·- همه ی ما می توانید فوق العاده باشیم، فقط کافی است خودمان را باور کنیم.

·- هیچگاه نخواهید توانست آن رابطه ی عاشقانه ای که می خواهید را با کسی داشته باشید، مگر اینکه برای رسیدن به آن سعی و تلاش کنید.

·- خودِ واقعیتان را به همه نشان دهید.

·- همیشه رویاها، اهداف، ارزشها و شیوه ی زندگی خودتان را بدون هیچگونه سازش، حفظ کنید.

·- مرغ همسایه هیچوقت غاز نیست.

·- قبل از اینکه بپرسید "تو همانی هستی که من می خواهم؟"، به خاطر داشته باشید که بپرسید: "تو همانی نیستی که من می خواهم؟"

·- هیچوقت از سوال کردن هراس نداشته باشید. پاسخ سوالها انتخاب های بهتری جلوی روی زندگیتان خواهد گذاشت.

·- صمیمیت جنسی باعث تقویت و جهندگی یک رابطه ی عاشقانه می شود.

·- واژه بهتری برای غیبت=تبادل اطلاعات

·- مادرم همیشه می گوید: "همه چیز را ساده بگیر."

·- زندگی ثروت، موفقیت و آنکه بیشتر پول درمی آورد نیست. زندگی درمورد عشق است.

·- یاد بگیرید که برای به دست آوردن چیزهای کوچک عرق نریزید و تلاش نکنید.

·- رفتار مثبت و سالم، زندگی شما را جلوتر خواهد انداخت.

       خشم و حسادت فقط باعث بدبختی است.

·- وقتی افکار منفی به ذهنتان می آید، با به خاطر آوردن تجربه های خوب و مثبت از گذشته آنها را خاموش کنید.

·- فقط با افکار، حرف ها، و رفتارهای روزانه مان در مقابل دیگران، بخصوص فرزندانمان، می توانیم دنیایی زیبا و محبت آمیز خلق کنیم.

·- همه چیز را به خودتان نگیرید.

·- بدبختی عاشق همراهی است. از آن همراه دوری کنید.

·- همیشه از موفقیت و خوشبختی دیگران شاد شوید.

·- لبخند زدن آسان تر از اخم کردن است.

·- یک فرد موفق واقعی فروتن است و نیازی نمی بیند تا موفقیت یا ثروت خود را به دیگران نشان دهد.

·- موفقیت با دلار و سِنت اندازه گیری نمی شود.

·- خوشبختی همیشگی فقط یک رویا نیست.

·- نومیدی فقط بدبختی را مجذوب خود می کند.

·- یاد بگیرید که درست نفس بکشید، استرستان را کاهش خواهد داد.

·- زندگی تنوع زیادی از انتخاب های مختلف است. این ما هستیم که چه چیز را انتخاب کنیم.

·- اطرافتان را با افرادی مثبت و بامحبت پر کنید.

·- احساس ترس و ناامنی باعث انتخاب های بد می شود.

·- هیچ رابطه ای ارزش از دست دادن فردیت و شخصیتتان را ندارد.

·- یک ازدواج سالم وموفق آن است که طرفین بتوانند با هم مکالماتی طولانی داشته باشند.

·- "نه" گفتن هیچ اشکالی ندارد.

·- بیان احساساتتان در نوشتن برای روح و روانتان عالی است.

·- زندگی این نیست که همه را از خود خوشنود نگاه دارید.

·- هر روز با احساس قدرشناسی زندگی کنید.

·- با نگرانی فقط انرژیتان را هدر می دهید.

·- اگر ریسک نکنید، هیچ چیز به دست نمی آورید.

·- هر چه پیرتر می شوید، بهتر می شوید.

·- همیشه احساساتتان را صادقانه ابراز کنید، به خصوص وقتی روز بدی داشته اید.

·- احساسات دردناک و منفی اشکالی ندارد، اما نه اینکه بخواهید با آنها زندگی کنید.

·- وقتی عشق در یک رابطه فروکش می کند، حس آشنایی و آسایش چیزی است که زوج ها را کنار هم نگاه می دارد. حس آشنایی و آسودگی بدترین دلیل برای کنار هم ماندن است.

·- وقتی کسی می گوید: "روز بدی داشته ام." هیچوقت نگویید "بد فکر نکن." حرف شما به این معناست که درست نیست احساسات منفی خود را بروز دهی.

·- نقاط ضعف و قدرت خود را بشناسید.

·- هیچ وقت از درخواست کمک هراس نداشته باشید.

·- سوء استفاده ی فیزیکی و روحی قابل قبول نیست. از آنها خودداری کنید.

·- هر روز با عشق زندگی کنید.

·- اگر رویاهایتان را دنبال کنید، هیچوقت ناامید نخواهید شد

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط عطا |

بیا که گناه ندارد

بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم


و تازه داشته باشد بیا گناه کنیم

نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بوَد

بیا که نامه اعمال خود سیاه کنیم

بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی

تمام آخرت خویش را تباه کنیم

به شور و شادی و شوق و شراره تن بدهیم

و بار کوه غم از شور عشق کاه کنیم

و زنده زنده در آغوش هم کباب شویم

و خنده، ...به فرهنگ مرده خواه کنیم

گناه ، نقطه آغاز عاشقی است، بیا

که شاید از سر این نقطه عزم راه کنیم

اگربه خاطر هم عاشقانه بر خیزیم

نمی رسیم به جایی که اشتباه کنیم

برای سرخوشی لحظه هات هم که شده

بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط عطا |

چند تیکه شعر

به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن

که این دو فتنه بهم می زنند دنیا را

چه شعبده است که در چشمکان آبی تو

نهفته اند شب ماهتاب دریا را

تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح

به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را

کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن

که چشم مانده به ره آهوان صحرا را

به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند

چه جای عشوه غزالان بادپیما را

فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور

که درد و داغ بود عاشقان شیدا را

هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست

شبیه سازتر از اشگ من ثریا را

اشاره غزل خواجه با غزاله تست

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب
                      جز این قدر که فراموش می کند ما را

 

شهریار

 

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد

عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد

 

گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی

جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد

 

تیشه بر ریشه ی قصری که در آن شیرین نیست

بیستون بی تو به ویرانه شدن می ارزد

 

یوسفم سینه ی من پیرهن پاره ی من

ننگ این قصه به افسانه شدن می ارزد

 

خاک خامم عطش آتش و می در دل من

بزن آتش که به پیمانه شدن می ارزد

 

شانه ام زیر غم عالم و آدم اما

یک نفس زیر سرت شانه شدن می ارزد

 

 

نگفتندش چو بیرون می كشاند از زادگاهش سر
كه آنجا آتش و دود است
نگفتندش : زبان شعله می لیسد پر پاك جوانت را
همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است
نگفتندش : نوازش نیست ، صحرا نیست ، دریا نیست
همه رنج است و رنجی غربت آلود است
پرید از جان پناهش مرغك معصوم
درین مسموم شهر شوم
پرید ، اما كجا باید فرود آید ؟
نشست آنجا كه برجی بود خورده بآسمان پیوند
در آن مردی ، دو چشمش چون دو كاسه ی زهر
به دست اندرش رودی بود ، و با رودش سرودی چند
خوش آمد گفت درد آلود و با گرمی
به چشمش قطره های اشك نیز از درد می گفتند
ولی زود از لبش جوشید با لبخندها ، تزویر
تفو بر آن لب و لبخند
پرید ، اما دگر آیا كجا باید فرود آید ؟
نشست آنجا كه مرغی بود غمگین بر درختی لخت
سری در زیر بال و جلوه ای شوریده رنگ ، اما
چه داند تنگدل مرغك ؟
عقابی پیر شاید بود و در خاطر خیال دیگری می پخت
پرید آنجا ، نشست اینجا ، ولی هر جا كه می گردد
غبار و آتش و دود است
نگفتندش كجا باید فرود آید
همه درهای قصر قصه های شاد مسدود است
دلش می تركد از شكوای آن گوهر كه دارد چون
صدف با خویش
دلش می تركد از این تنگنای شوم پر تشویش
چه گوید با كه گوید ، آه
كز آن پرواز بی حاصل درین ویرانه ی مسموم
چو دوزخ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش
همه پرهای پاكش سوخت
كجا باید فرود آید ، پریشان مرغك معصوم

شعر از: مهدی اخوان ثالث

 

پیش آن سلسله مو مشت ما وا شده بود

وسط اینهمه کوه تیشه رسوا شده بود

همه بر ساحل عشق تشنه می رقصیدند

روح مرموز اتش مثل دریا شده بود

بهترین لحظه ی عشق با تو پیدا شده بود

باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود

گرچه ای دف زن مست شیشه ی باده شکست

یک بغل مستی نور قسمت ما شده بود

دیدم اهریمن شب در شب کشتن خویش

انقدر نی زده بود تا اهورا شده بود

رفته بودم به ببرش پیرهن پاره کنم

یوسف از فرط جنون چون زلیخا شده بود

 

پیش آن سلسله مو، مشت ما وا شده بود
وسط این همه كوه، تیشه رسوا شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق، با تو پیدا شده بود

همه بر ساحل عشق، تشنه میرقصیدند
روح مرموز عطش مثل دریا شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق با تو پیدا شده بود

گرچه ای دف زن مست شیشه باده شكست
یك بغل مستی و نور، قسمت ما شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق با تو پیدا شده بود

دیدم اهریمن شب، در شب كشتن خویش
آنقدر می زده بود، تا اهورا شده بود
رفته بودم به برش، پیرهن پاره كنم
یوسف از فرط جنون، مست لیلا شده بود

چنگ بر خاك زدم، تا به چنگش بكشم
دیدم از روزن خاك، محو بالا شده بود

گرچه ای دف زن مست شیشه باده شكست
یك بغل مستی و نور، قسمت ما شده بود
باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق با تو پیدا شده بود

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط عطا |

به او بگویید دوستش دارم

 به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای نیلوفر را میدهد، به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم. که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است، به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق و دلش به زلالییه باران است به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که ............ به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است ،به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط عطا |

با تمام وجود دوستت دارم

سیاه و سفید همچون روز و شب من

سفید مثل تو سیاه مثل من

سفید مثل ماه مثل تو

سیاه مثل غم مثل من

رویاهای شبانه و آرزوهای بیکرانه ی من بودی

نگاه مظلومانه و چشمانه مستت را هیچ وقت فراموش نمیکنم

دل تنگت و بوسه های گرممت را هیچ گاه فراموش نمیکنم

دست کوچک و گرمت آغوش خوش اترو داغت را هیچ گاه از یاد نخواهم برد

نه برای دل تو برای دل خودم برای جسم  روح خودم

با تمام وجود دوستت دارم


 عکسهای واقعا زیبا و جذاب و تمام عاشقانه / بوس و لب / خفن / عاشقونه / عشق /



عکسهای واقعا زیبا و جذاب و تمام عاشقانه / بوس و لب / خفن / عاشقونه / عشق /


                              

 

شنبه ششم تیر 1388 توسط عطا |

زبان سکوت

The image “http://no-words.com/blog/images/emotionalwinter.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.



یك ساعت تمام ، بدون آنكه یك كلام حرف بزنم به رویش نگاه كردم
 فریاد كشید : آخر خفه شدم ! چرا حرف نمی زنی ؟
 گفتم : نشنیدی ؟ .... برو

شنبه بیست و سوم خرداد 1388 توسط عطا |

عشق از زبان بزرگان

عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا

عشق نخستین سبب وجود انسانیست .  وونارگ

عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .  ارد بزرگ

عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .  شکسپیر

 عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی .  شانفور

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .  کوستین

عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .  جبران خلیل جبران

عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است  .  مادام دوژیرادرن

عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است .  زابوتن

عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است .  ژرژسان

عشق معجزه ایست . امیل زولا

عشق شیرینی زندگیست .  مارسل تینر

عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند  .  سنت بوو

عشق یکنوع تب و حرارت شدید است . استاندال

عشق گل کمیابی است .  آندره توریه

عشق حادثه ایست .  کولارن

عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله

عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . بوبن

عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز

عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم .  کن بلانچارد

عشق یعنی ترس از دست دادن تو  . مثل ایتالیائی

عشق تاریخچه زندگی است…. اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست .  مادام دواستال

عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند .  لئوبوسکالیا

عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو

عشق رمز بزرگیست . افلاطون

عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد .  شانفور

عشق نبوغ عقل است. توسنل

عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار .  کراتس

عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود .  مادموازل دوسگوری

عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت

عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار

عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند .  کرنی

عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است .  برنارد شاو

عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟  د. اسمیت

عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد .  د. اسمیت

عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند .  مارکوس بیکل

عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان


چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 توسط عطا |

اس ام اس های جدید عاشقونه

و کسی می گوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست...

----------------------------------------

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...

----------------------------------------

هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند. هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند.

----------------------------------------

دوری جستن از انسانهایی که دوستشان می داریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد که جایگزینی برای آنها نخواهیم یافت...

----------------------------------------

ویکتور هوگو میگه : اگه همه ی اون چیزایی که تو سرمه بگم 10 کتابه اما اون چیزی که تو دلمه بگم دو کلمه هست : "دوستت دارم"

----------------------------------------

پروانه به دور شمع گشت و پرش سوخت... من به دور تو گشتم جگرم سوخت...

----------------------------------------

تو مرا می فهمی... من تورا می خوانم و همین ساده ترین قصه ی یك انسان است. تو مرا می خوانی من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم میدانی تا ابد در دل من خواهی ماند...

----------------------------------------

سكوتم صدای تو... هوایم هوای تو... دلتنگیم برای تو... تنهاییم بیاد تو... زندگیم فدای تو...

----------------------------------------

آنقدر زیر لبم نام تورا زمزمه كردم... كه لبم سوخت ولی نام تورا توبه نكردم...

----------------------------------------

اگر سنگ در رود زندگی نمی كرد ، صدای آب هیچ وقت زیبا نبود...!

----------------------------------------

خرج کن ولی ول خرج نشو... بخور ولی پرخور نشو... عاشق باش ولی دیوونه نشو... دوستت دارم ولی پررو نشو!!

----------------------------------------

هروقت پلک میزنی من یه نفس میکشم. پس به کسی خیره نشو که خفه میشم!!!

----------------------------------------

قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله من و تو ماهی تو آبیم که جدائیمون محاله...

----------------------------------------

گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست گفتم که مرا دوست نداری گله‌ای نیست رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله‌ای نیست

----------------------------------------

روزی مردی نزد عارفی رفت و گفت ای عارف جمله ای بگو که وقتی ناراحتم خوشحالم کند و وقتی خوشحالم ناراحتم کند! عارف گفت : "این نیز بگذرد"

----------------------------------------

حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی... من نگاهت کنم و تو تو چشام عشقو ببینی... اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده... اما بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده...

جمعه هشتم خرداد 1388 توسط عطا |

بوسه

بوسه یعنی پرسه در اعماق عشق
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی
بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سر فصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان
طعم شیرین عسل از بوسه هست
پاسخ هر بوسه یک بوسه هست
بوسه را تکرار میباید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جا نها از دو لب
بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

صبر كن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
ای پرنده به كجا؟!قدر دگرصبر بكن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
باش با دست خود آیینه را پاك بكن
نكند آیینه دلگیر شود بعد برو
یك نفر حسرت لبخند تو را می بارد
خنده كن عشق نمك گیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

معنای عشق

عشق یعنی یک سوال بی جواب

عشق یعنی آبی بی انتها

عشق یعنی حسرت شب های گرم

عشق یعنی یاد یک رویای نرم

عشق یعنی یک بیابان خاطره

عشق یعنی دیوار بدون پنجره

عشق یعنی گفتنی با گوش کر

عشق یعنی دیدنی با چشم تر

عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت

عشق یعنی آخر خط بهشت

عشق یعنی گم شدن در لحظه ها

عشق یعنی راه رفتن توی خواب

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار و انتظار وانتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی سوز نی ، آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی اتش افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمّم، یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچو یو سف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بُـت پرست

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی تو و من یعنی جنون

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

شب تو

دیشب شب رویای تـو بود و تـو نبودی
در گوش من آوای تو بود و تو نبودی
دل زیـر لـب آهسته تـمـنای تـو می کرد
در حسرت ایـمای تو بـود و تو نبودی
نــقـاشی دریـا کـه کــشیـدم تـک وتنـها
مـحـتـاج تـماشـای تـو بـود و تـو نبود
صد قافیه زد دل بـه هـوای سـر کـویت
دل وسعت دریـای تو بـود و تو نبودی
دیشب که گل از آیینه ی ماه گل انداخت
در فـکـر تــمـنـای تو بـود و تو نبودی
وقتی تو گریه می کنی
وقتی تو گریه میكنی ثانیه شعله ور میشه
گر میگیره بال نسیم گلخـونـه خـاكـستر مـیشـه
وقتی تو گریه میكنی ترانه ها بم تر میشن
شمعدونـیـا میترسنـو آیــیــنـه هـا كمتر میـشـن
وقتی تو گریه میكنی ابــرای دل نازك شب
آبـی میــشـن بــرای تــو ستــاره ها مـیـسـوزن
مثل یه دست رازقی پرپر میشن به پای تـو
وقتی تو گریه میكنی غمگین میشن قناریـا
بـد میشه خوندن براشون پروانه ها دلگیر میشن
نقش و نگار میریزه از رنگین كمون پـراشون
وقتی تــو گـریـه میكنی وقتی تــو گـریـه میكنی
وقتی تو گریه میكنی شك میكنم به بودنـم
پر میشم از خالی شدن گـم میشه چیزی ازتـنـم
اسیر بی وزنی میشم رها شده تو یك قفس
كلافه میشم از خودم خسته میشم از همه كس
وقتی تـو گـریـه میكنی ابرای دل نــازك شب
آبــی مـیــشـن بــرای تــو ستــاره ها مییـسوزن
مثل یـه دست رازقی پرپر میشن بـه پـای تـو
وقتــی تو گریــه میكنی غمگین میشن قناریا
بد میشه خوندن براشون پروانه ها دلـگیر میشن
نقش و نـگـار میریزه از رنگین كـمون پـراشون
وقتی تـو گـریه میكنی وقتـی تــو گـریه میكنـی

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

فرشته ها چه شکلی اند ؟

فرشته ها
فرشته ها چه شکلی اند؟
مثل بانوی پیر کوچکی که دیروز کیف پولت را به تو برگرداند
مثل راننده تاکسی که به تو گفت،وقتی لبخند می زنی چشمانت دنیا را روشن می کنند
مثل بچه کوچکی که چیزهای شگفت انگیز را در چیزهایی ساده به تو نشان داد
مثل مرد فقیری که پیشنهاد می کند نهارش را با تو قسمت کند
مثل مرد ثروتمندی که به تو نشان داد که اگر ایمان داشته باشی واقعا همه اینها امکان پذیر است
مثل غریبه ای که زمانیکه تو راهت را گم کرده ای ناگهان پیدایش می شود
مثل دوستی که وقتی فکر می کنی هیچکس باقی نمانده قلبت را لمس می کند
فرشته ها به هر اندازه وشکلی،در هر سن وبا هر نوع پوستی می آیند
بعضی ها با کک ومک،بعضی با چاله روی چانه،بعضی با چین وچروک وبعضی بدون آن
آنها با قیافه مبدل در قالب دوستها،دشمن ها،معلم ها،دانش آموزان،عشاق واحمق ها می آیند
آنها زندگی را خیلی جدی نمی گیرند.آنها سبک سفر می کنند
آنها هیچ نشانی از خود باقی نمی گذارند
وقتی که چشمهایتان بسته است پیدا کردنشان سخت است
وقتی دیدن را انتخاب می کنید آنها همه جا هستندپس بیائید با هم ببینیم .........

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

دوستت دارم فرا تر از تصور

بیشتر از آنچه که تصور میکنی دوستت دارم و
بیشتر از آنچه باور داری عاشق توهستم
بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم.
عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی
جز تاریکی و سیاهی ندارد!
دوستت دارم چونکه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ،
دوستت دارم چونکه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی!
تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگی ام در کنارتو باشم
و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم
عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است
از طرف من به تو!
از تمام دنیا تنها همین قلب کوچک را دارم ، همین و بس!
عزیزم تا پایان با تو می مانم چونکه تنها تو هستی که
معنای واقعی عشق را به من ابراز کردی و آموختی!
آموختی که عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن!
عزیزم به جز تو کسی برای من دوست داشتنی نیست و
به جز تو کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست
هر جای دنیا که هستی بدان که در این دنیای بزرگ
کسی هست که عاشق و دیوانه تو می باشد !
هر جای دنیا که هستی بدان که من به انتظار تو می مانم تا تو را ببینم و
در آغوش خود بفشارم!
عزیزم دنیا خیلی بزرگ است ، این دنیا پر از عاشق و معشوق است ،
پر از لیلی و مجنون است، اما همه عاشقان یک سو ،
و من و تو نیز یک سوی دیگریم!
عزیزم تو دومین قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا
تو را عبادت میکنم!
عزیزم بدون تو ،جایی در این دنیای بزرگ ندارم ،
و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست!
تو همان دنیای منی عزیزم ، به هر زیبایی های این دنیا که
می نگرم تو را میبینم .
دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم ،
آنقدر دوستت دارم که دیگر هیچگونه جای ابرازی برای آن نیست!
مستم از این عشق تو ، و پریشانم از غصه های تو و گریانم از اشکهای تو!
با تو پر از امیدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بینم
با تو قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست ، با تو این دنیا برایم همان بهشت است!
عزیزم دوستت دارم … چون که در میان اینهمه عاشقان تو
توانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درک کنی زندگی ام را !
عزیزم دوستت دارم… چون که این قلب کوچک و پر از عشق مرا
در قلبت طلسم کرده ای و نگذاشتی هیچ کس دیگر قلب مرا از تو بگیرد !
اینبار با فریاد ، با چشمهای گریان ، با قلبی عاشق ،
با اراده و با احساسی پر از دوست داشتن میگویم که
دوستت دارم تا همه عاشقان فریاد مرا بشنوند و
به من بنگرند و شرمنده شوند!

یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

آرزوهاي بزرگ من براي شما از زبان ” ويكتور هوگو “

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.



همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!

پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

من محکومم به ...

هر صبح که می بینمت آری به جرم عشق

در دادگاه دلهره

محکوم می شوم

محکوم به اعدام در صبح روز بعد

اما

هر ظهر که خسته ام از کارو بار صبح

از پشت پنجره می بینمت سپس

سرباز جذبه های ماهر چشمان نافذت

سوی سلول انفرادی چشم تو می برند

من را

که محو نگاه تو گشته ام.........

تا عصر می رسد از خواب می پرم

فکر فرار از محبس چشم تو ام ولی

حکمم به دادگاه تجدید نظر داده می شود...........!!

ای داد

این حکم آخر است_: تبعید

اینگونه است

که شبها به وقت خواب

من به جزیره خیال تو تبعید می شوم....

 

منبع : http://bo-to.blogfa.com/

پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

دو خاطره جالب از عشق

*يک روز آموزگار از دانش آموزاني که در کلاس بودند پرسيد آيا ميتوانيد راهي غير تکراري براي ابراز عشق ، بيان کنيد؟ برخي ازدانش آموزان گفتند با بخشيدن عشقشان را معنا مي کنند.

برخي «دادن گل و هديه» و «حرف هاي دلنشين» را راه بيان عشق عنوان کردند. شماري ديگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختي» را راه بيان عشق مي دانند.

در آن بين، پسري برخاست و پيش از اين که شيوه دلخواه خود را براي ابراز عشق بيان کند، داستان کوتاهي تعريف کرد: يک روز زن و شوهر جواني که هر دو زيست شناس بودند طبق معمول براي تحقيق به جنگل رفتند. آنان وقتي به بالاي تپّه رسيدند درجا ميخکوب شدند...

يک ببر بزرگ، جلوي زن و شوهر ايستاده و به آنان خيره شده بود.

شوهر، تفنگ شکاري به همراه نداشت و ديگر راهي براي فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پريده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترين حرکتي نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد...

همان لحظه، مرد زيست شناس فريادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دويد و چند دقيقه بعد ضجه هاي مرد جوان به گوش زن رسيد. ببر رفت و زن زنده ماند...

داستان به اينجا که رسيد دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. اما پسرپرسيد : آيا مي دانيد آن مرد در لحظه هاي آخر زندگي اش چه فرياد مي زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! پسر جواب داد: نه، آخرين حرف مرد اين بود که : عزيزم ، تو بهترين مونسم بودي.ازپسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت هميشه عاشقت بود...
قطره هاي اشک، صورت پسر را خيس کرده بود که ادامه داد: همه زيست شناسان ميدانند ببر فقط به کسي حمله مي کند که حرکتي انجام مي دهد و يا فرار مي کند .

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پيش مرگ مادرم شد و اورا نجات داد. اين صادقانه ترين و بي رياترين ترين راه پدرم براي بيان عشق خود به مادرم و من بود...

**

فرمانروايي که مي کوشيد تا مرزهاي جنوبي کشورش را گسترش دهد، با مقاومتهاي سرداري محلي مواجه شد و مزاحمت هاي سردار به حدي رسيد که خشم فرمانروا را برانگيخت و بنابراين او تعداد زيادي سرباز را مامور دستگيري سردار کرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نيروهاي فرمانروا درآمدند و براي محاکمه و مجازات با پايتخت فرستاده شدند.

فرمانروا با ديدن قيافه سردار جنگاور تحت تاثير قرار گرفت و از او پرسيد: اي سردار، اگر من از گناهت بگذرم و آزادت کنم، چه مي کني؟

سردار پاسخ داد: اي فرمانروا، اگر از من بگذري به وطنم باز خواهم گشت و تا آخر عمر فرمانبردار تو خواهم بود.

فرمانروا پرسيد: و اگر از جان همسرت در گذرم، آنگاه چه خواهي کرد؟
سردار گفت: آنوقت جانم را فدايت خواهم کرد!

فرمانروا از پاسخي که شنيد آنچنان تکان خورد که نه تنها سردار و همسرش را بخشيد بلکه او را به عنوان استاندار سرزمين جنوبي انتخاب کرد.
سردار هنگام بازگشت از همسرش پرسيد: آيا ديدي سرسراي کاخ فرمانروا چقدر زيبا بود؟ دقت کردي صندلي فرمانروا از طلاي ناب ساخته شده بود؟
همسر سردار گفت: راستش را بخواهي، من به هيچ چيزي توجه نکردم. سردار با تعجب پرسيد: پس حواست کجا بود؟

همسرش در حالي که به چشمان سردار نگاه مي کرد به او گفت: تمام حواسم به تو بود. به چهره مردي نگاه مي کردم که گفت حاضر است به خاطر من جانش را فدا کند!

چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

مجموعه جملات و نوشته های زیبا

من 2 تا تو را دوست دارم ... یکی این دنیا ... یکی اون دنیا ...
تمام محبتت را به پای دوستت بریز اما نه تمام اعتمادت را ...
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند
از شمع آموختم که :ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم
از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه که آرزویش را داریم
زندگی 3 ایستگاه دارد!عشق...جدایی....و مرگ آقا قربونت ایستگاه اول پیاده می شم
اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم
خوشبخت ترین فرد كسی است كه بیش از همه سعی كند دیگران را خوشبخت سازد
در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر خواهی شد
عشق مثل یک ساعت شنی می ماند همزمان که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند!!
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید
دیگه یار نمی خوام وقتی که می بینی عشق دوروغه
چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟؟؟؟ اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت بمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری
اگه روزی شاد بودی، بلند نخند كه غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین بودی، آرام گریه كن تا شادی ناامید نشه
عشق گلی است كه اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر كنید، هرگز قادر نخواهید بود كه آن را دوباره جمع كنید
بعد از مرگم تکه یخی به شکل صلیب بر روی سنگ قبرم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید اب شودوبه جای یار برایم گریه کند
اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بیچاره از این سوختن عشق آموخت فرق منو پروانه در اینست پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت
زندگی اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق یک بار است ..... جدایی دشوار است .....
یاد تو تکرار است
همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه
اگر می توانستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی
اگه تو کوچه پس کوچ های دلم گم شدی.دنبال کسی نگرد که آدرس بهت بده چون غیر از تو کسی اونجا نیست
دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که دلت میخواد اونو از تو رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجوت بغلش کنی
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
موقعی که خدا پنجره ی بهشتو باز کرد منو دید ازم پرسید امروز چه آرزویی داری؟؟ گفتم خدایا همیشه مواظب اونی که الان داره این نوشته رو میخونه باش چون برام خیلی عزیزه
وقتی كسی رادوست داری، گفتن آسان تراست، شنیدن آسان تراست، بازی كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. و وقتی كه كسی تورا دوست دارد، خندیدن آسان تراست. واگر تنهای تنها باشی، به مرگ فكركردن ازهمه چیزآسان تراست
می گی گل رو دوست داری ولی میچینیش... میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش... میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش... چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟
یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.
اولین كسی كه عاشقش میشی دلتو میشكونه و میره . دومین كسی رو كه میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده كنی دلتو بدتر میشكنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی كه هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكونی كه انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یكی دیگه ...... اینطوریه كه دل همه آدما میشکنه
دوستی شوخی سرد آدمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستی توطئه ثانیه هاست
ندیدم بهاری محبت ز یاری دلم غرق خون شد عجب روزگاری زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت... حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی... جدایی سخت است نه به سختی تنهایی... نگاهی آشنا به یاس کردم ... تو را در برگ گل احساس کردم ... خلاصه در کلاس ناز چشمت ... دو واحد عاشقی را پاس کردم....
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
سكوتم را به باران هدیه كردم تمام زندگی را گریه كردم نبودی در فراق شانه هایت به هر خاكی رسیدم تكیه كردم
اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلند ترین قله ی دنیا می نوشتم اگه معلم ادبیات بودم اسمتو تو تمام شعرام می آوردم اگه معلم شیمی بودم اسمتو در گروه حلال ترین محلول ها قرار می دادم اگر معلم زیست بودم قلبت رو از مهربون ترین قلبها می نوشتم ...
به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چیست؟ گفت از من زیبا تر به شمع گفتم عشق چیست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ...
با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم نگاهتو كوك نكنی من خودمو دار میزنم چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم
هر كسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خیالم كه همه كار و كسم شد
اون كه عاشقانه خندید خنده های منو دزدید زیر چشمه مهربونی خواب یك توطئه میدید
شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت؟... گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد... گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی...
نه!نرو!... صبرکن قرارمان این نبود باید سکه بیندازیم... اگر شیر آمد:تردید نکن که دوستت دارم... اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم ..... صبر کن سکه بیندازیم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو...

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

شرط عشق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.

 نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.

مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.

موعد عروسی فرا رسید.

زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.

 همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

 20سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.

همه تعجب کردند.

مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم."

دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

عشق دستمال کاغذی به اشک

دستمال کاغذی به اشک گفت:

قطره قطره‌ات طلاست

یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟

عاشقم !

با من ازدواج می‌کنی؟

اشک گفت:

ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!

تو چقدر ساده‌ای

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما

تو مچاله می‌شوی

چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی

پس برو و بی‌خیال باش

عاشقی کجاست!

تو فقط

دستمال باش!

دستمال کاغذی، دلش شکست

گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

در تن سفید و نازکش دوید

خونِ درد

آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد

مثل تکه‌ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت

چون که در میان قلب خود

دانه‌های اشک کاشت

پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 توسط عطا |

عشق یعنی اینکه ...

عشق یعنی این که: هر اس . ام . اسی بهت می رسه ، امیدواری اون باشه !
عشق یعنی این که: برای هر کسی می خوای اس . ام . اس بزنی اشتباهی برای اون می فرستی !
عشق یعنی این که: دنبال یه موضوع می گردی که به اون اس . ام . اس بزنی !
عشق یعنی این که: دایم موبایلت رو چک می کنی ،نکنه از اون اس . ام . اسی رسیده باشه !
عشق یعنی این که: همش فکر می کنی موبایلت داره تو جیبت می لزره ولی وقتی نگاه می کنی می بینی خبری نیست !
عشق یعنی این که: شب هایی که اس . ام . اس ها نمی رسن ، واقعا اعصابت خرد می شه !
عشق یعنی این که: یک اس . ام . اس رو هم به خط همراه اولش می فرستی ، هم به خط ایرانسل ، هم به تالیا و هم به ...
عشق یعنی این که: هروقت یک اس . ام . اس دیر می رسه ، چند بار سند می کنی ، شاید اونا زودتر برسن !
عشق یعنی این که: پشت سر هم به اون تک زنگ می زنی تا اس . ام . اس ها برسن !
عشق یعنی این که: گاهی وقت ها واقعا حرفی برای گفتن نداری ، اس . ام . اس خالی می فرستی تا بفهمه به یادش هستی !
عشق یعنی این که: هرجایی که یک جمله عاشقانه یا زیبا دیدی ، سریع برای اون اس . ام . اس می کنی .
عشق یعنی این که: قبض موبایلت فقط مخابرات رو خوشحال میکنه !!!
عشق یعنی این که: دوهزار اس . ام . اس در ماه !
عشق یعنی این که: بیماری ای که همه می کن دچارش شدی !
عشق یعنی این که: اعتیادی که همه می گن به اس . ام . اس زدن پیدا کردی !
عشق یعنی این که: آخر شعرهای این و اون اسم خودت رو می نویسی تا به اون بگی که چه قدر عاشقی !
عشق یعنی: ×:
عشق یعنی: )) :
عشق یعنی: (( :

شنبه بیست و دوم فروردین 1388 توسط عطا |

سیب

تو به من خنديدی...
 و نمی دانستی...
من به چه دلهره از باغچه همسايه...
 سيب را دزديم...
 باغبان از پی من تند دويد...
 سيب را دست تو ديد...
غضب آلود به من کرد نگاه...
 سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک...
 و تو رفتی...
 و هنوز...
سالهاست که در گوش من آرام آرام...
 خش خش گام تو تکرار کنان...
می دهد آزارام...
و من انديشه کنان،غرق اين پندارم...
که چرا باغچه کوچک ما سيب نداشت؟!!!

من به تو خنديدم...
 چون که می دانستم...
تو به چه دلهره از باغچه همسايه...
سيب را دزديدی
... پدرم از پی تو تند دويد...
 و نمی دانستی...
باغبان...
 پدر پير من است...
 من به تو خنديدم...
 تا که با خنده خود...
پاسخ عشق تو را، خالصانه بدهم...
 بغض چشمان تو ليک...
لرزه انداخت به دستان من و...
 سيب دندان زده از دست من افتاد به خاک...
دل من گفت برو...
چون نمی خواست به خاطر بسپارد...
گريه تلخ تو را...
و من رفتم...
 و هنوز...
سالهاست که در ذهن من آرام آرام...
 حيرت و بغض نگاه تو ،تکرارکنان...
می دهد آزارم...
 و من اندیشه کنان،غرق اين پندارم...
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت؟!!!

سه شنبه هجدهم فروردین 1388 توسط عطا |

شعر های عاشقونه و عکس

 

Dear love

My Dear Love

Through the darkness
I can see your light
And you will always shine
And I can feel your heart in mine
Your face I've memorized
I idolize just you.

In this cruel and lonely world
I found one true love
My dear love, I found you













Sweet Dreams Of Love



Dreaming sweet dreams of love I keep thinking of you and I wish on a star that, somewhere, you are thinking of me, too!

Sweet dreams of love, of us holding each other tight and whispering the essence of our loving beings...

And there's nowhere in the world I'd rather be than here in my room, dreaming about you and me!



















Star Of My Life

Sun strong love A look from you is as blinding as the sun,
As stunning as your eyes I lose myself in.
A look from you is as pure as the clear blue sky,
When I'm with you.

Every minute I'm not around you,
I feel like I left something behind.
Every time I'm not looking at you,
I feel like I am blind


































What It Means To Love

Shy love As far as the ocean is wide
through miles and miles of sea;
You will be someone special
a true miracle to me.

As high upon the mountain tops
as high as one can climb;
You will be so dear to me
the best friend I can find.

As many stars that twinkle
throughout the heavens above;
You will be a a bright reminder
of what it means to love.



















Whispers Of The Night

Girl whipers Listen To The Winds Soft Cry
Of A Lady Singing Her Lullaby
Whispers Of The Night So Long
Wishing For That Famous Love Song

You Are My Light
When Darkness Falls
You Are My Sight
In My Darkened Halls

Hear The Joy Of An Angel's Glee
When The People Around Her Now See
With Eyes So Clear And Pure
All Now Really Can Be Sure


















Three Words

Love words There's so much I wanna say
Through words T tried to convey.
Bombastic words and colorful phrase
I tried to use, but all in vain.

Poems, lyrics, compositions too
I tried to write all that I feel.
But nothing beats these simple three words:
I Love You !





 

My Everything

Girl daydreaming on the chair about love I want be the wind that fills your sail
Be the hand that lifts your veil
Be the moon that moves your tides
The sun coming up in your eyes
Be the spark that lights you up
All that you've been dreaming of
And more ... so much more
I want be your everything

























Master Of Love

Love dreamBy Susanna Valko

You came from another world,
My soul is screaming,
Because I'm in love with you.
My heart has burned with love,
The flowers are blooming,
With the exultation of your spirit.

You come to me from another world,
Bringing with you the essence of love,
Because you are the master of love.

Look at me and hear me,
I'm here for you,
I'm your moon and your moonlight too,
I'm your flower garden,
I have come all this way,
I want you to laugh,
To kill all your worries,
To love you.























The Reasons You Are Beautiful

Beautiful roseBy Daniel Erdle

To the girl whose beauty is present in all seasons
I tell you why you are beautiful, here are the reasons:

Your beauty extends into the heavens,
it goes on forever and never lessens.
Even when the clouds heighten
you are here and the world brightens.
You are like a fruit that constantly ripens
your beauty continues to grow no mater what happens.

My fondness for you constantly deepens
because every time I see you my heart starts to weaken.
You make everything else appear hollow
where ever you are loveliness is sure to follow.
You shine so bright you cast your own shadow
a beauty that others would love to borrow.
But try as they might your beauty they will never catch
because something like you they could never match.

Your beauty seems to increase with every breathe
it tests the limits my imagination can stretch.
It makes me question if what I am seeing is real
I only know it is true by the way that I feel.
Your beauty is so vast it can't be concealed
there is no hiding it your beauty is always revealed.

The power of your beauty is the world's greatest gift
the heaviest boulder it could easily lift.
A girl this perfect I never knew
all that changed the moment I met you.
Heaven on Earth I was not aware
until I met a girl that was crafted with such care.
You would be the answer to a prayer
if someone asked for something rare with beauty to spare.

If I had a choice I would choose this girl over air
for air can't compare to a girl not found elsewhere.













Love From The Heart

Love heart I fly like a bird
to be where you are,
to spend just an evening
in your place afar.

Beautiful music
and exquisite wine -
never has love been
quite so divine!

But soon I must leave
so kiss me farewell,
the last dance is over
as love stories tell.

I'll never forget
the magic of you,
as I'm flying back home
OH! are you coming too?

Beautiful romance
it's love on the wing,
never has true love
made my heart and soul sing.




























My Darling

My darling My Darling True Love
By Mimi Mungomba

I would rather be somewhere alone with you
Instead of praying you're feeling like I do.
I'd rather be staring into the depths of your eyes
Searching, exploring, knowing, loving ...
My secret, I have decided to disclose to you.
I've never seen you, never met you, never heard
Or smelled, or touched you, never known
But truth be told,
I'm deeply, truly, madly in love with you.
Just because I know that you're in love with me too
And the nights I am secretly needing you
You're longing for me too.
To many, my tears seem insignificant
They're meaningful to you.
Someday our winding paths will meet
And I'll just know, I've found you.
Till that day, we'll have to wait
Because when we find each other
And the depths of hearts are revealed


















My Angel From Above

Angel love Whenever I'm feeling lonely
Or maybe feeling blue
I think of all the things
All the little things you do.

Whenever I feel lousy
And seem to have a frown
I remember all the funny times
And you just turn it upside down.

Whenever I'm depressed
And need you by my side
I remember all the sweet things you say
To make the sadness go away.

When I need a shoulder to cry on
You are always there
Taking away all my fears and loneliness
when my life's a mess.





















 

Like A Dream

Dream of love Like a dream
We were standing together face to face

Like a dream
You were holding me close and my heart began to race

Like a dream
Our eyes met and the world seemed to disappear

Like a dream
We began to dance to music only we could hear

Like a dream
You brushed my cheek and trace my lips tenderly

Like a dream
Our lips met and we kissed passionately

Like a dream
I was with you and I didn't have a care

Like a dream
We shared something only you and I could share.













Flame In My Heart

Flame In My Heart by Lauren D.

Flame in my heart

Your eyes are blue and sparkling like the deepest of seas. 
Your presence, like a sweet, summer breeze.
Your hair is glimmering and golden like sun rays.
Oh how you manage to brighten up my days.
Your nose is beautiful; big and round,
Oh what a wonderful person I have found!
Your lips are smooth and are well formed,
The whole of your body is perfectly adorned.
Your laughter is like ripples of energy,
That caresses and moves right through me.
Your voice carries the blessing gift of music,
Soft and inviting with a warmth in it.
The smile that i see on Your face everyday,
Fills me with joy and makes me proud and gay.

You have brought a peace upon my soul
And have planted a flame in my heart.
You are the masterpiece of the universe,



























And... I Love You.





 


!

A Call From Heaven

Heaven love A Call From Heaven
By Joyce Hemsley

Come to me, love me,
You were always 'my own'.
Renouncing all others,
You were just mine alone.
So come, I am calling
From God's Heaven above.
I can't hear you,
I can't see you.
But I am waiting, my love.

شنبه هشتم فروردین 1388 توسط عطا |

امتحان عشق

یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 توسط عطا |

جملات معروف بین دخترها و پسرها

و را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که اب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به ارزوهای مهال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطردود لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان
برای بفشیه بنفشه ها دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...دوست می دارم

شنبه دهم اسفند 1387 توسط عطا |

سن مجنون

درویشی از مجنون پرسید چند ساله ای مجنون؟))
گفتهزار وچهل))
درویش بر آشفت ای دیوانه نوح نبی هزار سال عمر كرد و تو هزار و چهل؟!))
مجنون گفت آنچه از شب و روز بر من گذشته است چهل سال بیش نباشد وآن یك نگاه لیلی، هزار سال بلكه بیش بود پس آن چهل و این هزار می شود هزار و چهل)).
اوقات خوش آن بود كه با یار بسر رفت باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود.

شنبه دهم اسفند 1387 توسط عطا |

سمبلهای والنتاین

سمبلهای والنتاین اینها هستند :

 

1- شكل یك قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی كـه قـلب مركزاحساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری عشق را نشان میدهد. هنگامی كه شما از سوی معشوق خود طرد میشود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز میباشد.

 

2- كیوپید(CUPID): كـه به شـكل یك كودك برهنه، فربه و بالدار ترسیم میگردد. این كودك شیطان با لبخندی موذیانه تـیـر و كمان نیز با خود حمل میكند. چنانچه یكی از تیرهای این كودك به قلب فردی اصابت كند وی فورا عاشق میشود. كـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان  می بـاشد. معنی لغوی آن "آرزو " است .

۳- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـیـل میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده كه هرگاه  دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی كه متوجه آن میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به  زن میداد.

۴- كبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان نماد وفاداری، پاكی و معصومیت هستند. 

۵- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق وگذشت .

 

 

6- گره های عشق: از یك سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشكـیـل یـافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است .

 7- علامت"X":این علامت به معنی بوسه در كارت های تبریك و نامه های روز ولنتاین

8- روبان قرمز: این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد كه شوالیه ها هنـگـامیكه عـازم جنـگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت كرده و آن را به یادگار با خود میبردند .

حالا خدا والنتاینو بیآمرزه ولی اینم می دونستین که در ایران باستان ، نه مثل رومیها از سه قرن بعد از میلاد ، بلکه از بیست قرن پیش از میلاد ، روزی به نام روز عشق بوده ! این یکی داستانش مفصلتره ، بخونین :

" این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند... " چیزه دیگه ، جالبه که بدونین سالیانه بیشتر از یك میلیارد كارت تبریك والنتاین در سراسر جهان رد و بدل میشه كه 85 درصد اونها توسط زنها خریداری میشه همینطور سالیانه 50 میلیون گل رز و میلیونها جعبه شكلات در سالروز والنتاین هدیه داده میشه كه اغلب اونها را مردها خریداری میكنند .

هدایای روز والنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبریك والنتاین، عروسك، شمع، یك نامه عاشقانه، یك قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه كوچك هستش! رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است . 

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 توسط عطا |

چند نمونه از کارت های تبریک والنتاین

2001413996785072540_fs.jpg

www.elisms.blogfa.com

2000469622942121748_fs.jpg

2000415991569324405_fs.jpg

2000448106287651736_fs.jpg

2003097990551086301_fs.jpg

2003010840242424562_fs.jpg

2002787652443524522_fs.jpg

2002791278858409905_fs.jpg

2000632717474157956_fs.jpg

2000735162556245803_fs.jpg

www.elisms.blogfa.com

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 توسط عطا |



وقتی که می آیی
صدای تق تق گامهای تو بر سنگ فرش کوچه
چه آوای خوشی است
کاش این آمدنت تا ابدیت می رفت

atafakhri@yahoo.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی

نیازمندیهای ایران


ادبی
عکس
دلنوشته
خاطره
دنیای پیرامون خودم
طنز- جوک و اس ام اس
آموزش
عشقولانه
شهر من

من هر شب تو را خوانم
جوك
فنجان قهوه
فرصتی برای عاشق شدن
اس ام اس های فلسفی
راز موفقیت از زبان سقراط
چند لطیفه ی ریزه میزه
عجیب ترین های جهان
من محتاج توام
دوستت دارم

هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386

عاشقانه های دنیا
كد آهنگ براي وبلاگ
محسن ملاح
محمدمظفری
حسین پناهی
محسن کبگانی - نردبان
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گناوه
سیدعلی صالحی
علی احمدی
محسن رضایی فر - روزهای بی خاطره
محمد قاسمي - ترفندهاي ياهو - اينترنت و ...
بهار - سرزمين عشق
سبحان علی یاری - اس ام اس ايروني
رادیو کالج پارک - رادیو اینترنتی دانشجویان اینترنتی دانشگاه مریلند
فرهاد عزیز - کجایند عشقهای اساطیری
میلاد - رضا - رضا - وبی برای بچه باحالا
دل نوشته های یک کودک خیابانی
مامان آرمین
آرزو-شیرین
صلیب شکسته - (دو عاشق : سینا - الهام)
رضا عبدالهی - باغبون باغچه عشق
ترانه فرخی - دختران ایلیا
تینا - بلور رویا
محمد - کلبه دلباختگی
م . ه . ن
محمد سام
لاله
آموزش فلش برای ساخت وبلاگی زیباتر
عکس چهره های مطرح رقص و آواز
آموزش عکاسی
زیر آسمون ابری هامبورگ - فرح دختر با احساسی از آلمان
دنیای شیرین(دنیای من)
دزدعکس 2
ایهام - افق کور
ثبت دامنه رایگان
آبجی و داداش
کاملیا دختری از ایران زمین
عطا
عکس.مدل لباس و ...
رضا بهارلو
باران 87 - آمال بچه های تخریب
کلبه عشق
يه غريب بي نشون - حسين متوليان
زن و مرد
بي حجاب
صبا - ترنم و بوسه تو براي من
اعترافات يك سيب زميني
نکاح
مریم شفیعی - باید به دستهای جنون اقتدا کنم
مهسا خانوم گل - هوای وصال
نرگس - ...
گل سرخ
شعرهایی که دوستشان داریم- یک دوست
اینجا ژاپن است
آموزش گیتار
لحظه
شکیبا - آّبی تر از همه چیز
تیلوری از جنس ممنوعه
ShOzEx
محمد علي ابطحي
عطاالله مهاجراني
طنز امروز ايران
طنزهاي زهرا دري
شعرهاي طنز محمدرضا عالي پناه-افاضات آقاي هالو
خليل جوادي
انتظار
دلنوشته هاي مريم براي كودك دلبندش
بو تو - دانيال عزيز
جايي براي باهم بودن
ساخت لوگو و بنر رايگان
آذين عزيز
سيما-مادري دلسوز و مهربان
هديل-تنهاترين يار
سپيده / زني از دوردستها
دانلود جديدترين آهنگ هاي روز
بدون سانسور/ پسر اردي بهشتي
حكيمه/ مداد رنگي زيبا

RSS 2.0