|
دانته در نیمه راه زندگی است و راه صحیح را گم کرده است…در جنگل تاریک گمراهی خود شبح ویرژیل را پیدا میکند و از او میخواهد که در این سفر راهنمای او باشد. بعد از بیم و امیدهای فراوان دو شاعر به دروازه دوزخ میرسند که بر سر در آن نوشته است امید و آرزوهایت را رها کن و داخل شو. همانطور که در تصویر زیر میبینید قایقرانی به نام کارن منتظر است تا گناهکاران را به دوزخ ببرد.
کفرچو منی گزاف وآسان نبود ………………………… ثابت تر از ایمان من ایمان نبود در دهر چو من یکی و آن هم کافر …………………………. پس در همه دهر یک مسلمان نبود
در این تصویر شهوترانان را مشاهده میکنید..این غول هم نامش مینوس است و مسوول این بخش است.همچنین عشاق مشهوری مانند هلن…آشیل و پاریس هم ایجا هستند.

درهنگام عبور از گورستان شخصی سر از قبر در میاورد و با دانته صحبت میکند..او فارینتاست و تبعید دانته را پیشگویی میکند.او توضیح میدهد که ارواح فقط میتوانند آینده را ببینند و از زمان حال بیخبرند. در اوایل جهنم!! دانته و ویرژیل به چنین مکانی میرسند.البته این تقصبر من نیست که اینجا شبیه جهنم نیست!! ولی اینجا مقام دانشمندانی یا شاعران یا کودکانی است که نه گناهکار بوده اند و نه با ایمان.جالب است بدانید دانته در این تصویر ابوعلی سینا را هم ملاقات کرده است!!البته ابوعلی سینا قبل از آن این شعر را نوشته بوده که لابد به دست دانته نرسیده است:

کسانی که خودکشی میکنند درچنین جنگلی اسیر هستند
در یکی از حفره های زیر پاپی دفن شده که گناه او سواستفاده از مقام خود بوده است در گودال زیر منافقان و 2رویان را میبینید که توسط شیاطین اندامهای آنها قطع میشود و دوباره به هم وصل میشود تا مجازات تکرار شود…از نظر دانته جایگاه مسلمانان در این گودال است..البته از نظر دانته!!!!
و جایگاه خیانتکاران به میهن و والدین در آبی یخ زده است..در تصویر میبینید که یکی از ارواح مغز روح دیگر را میخورد.
و در نهایت لوسیفر یا شیطان را میبینیم که تا نیمه در یخ فرو رفته است و در میان انسانهای کوچکی که میبینید یهودا که به مسیح خیانت کرد هم قرار دارد.
اما فکر میکنم زیباترین تصویر را با موضوع این کتاب آدولف بوگرو نقاش فرانسوی است.کشیده است که موضوع کسانی است که به یکدیگر تهمت میزنند و در این جایگاه زلیخا نیز حضور دارد که به یوسف تهمت زد…در تابلوی زیر یکی از جهنمیان دندانهای تیز خود را در گردن دیگری فرو کرده است.
سرنوشت سارقی که اموال نمازخانه را سرقت کرده بود و دیگری به جای او دستگیر شده بود در این گودال پر از مار است که با نیش ماران پودر میشود
تصویر دیگری از منافقان و تفرقه افکنان
عاقبت اسراف کاران و بخیلان به طور همزمان…باید این سنگهارو تا بالای کوه ببرن بعدش سنگه میفته پایین دوباره از اول
عاقبت رشوه گیری که در دریایی از قیر سوزان داره عذاب میکشه و یک لحظه سعی میکنه که خودشو به دانته برسونه اما شیاطینی که بالای سرشن اون رو دستگیر میکنن
دانته در صحبت با دوعاشق معروف به نام فرانچسکو و پاولو که در جایگاه شهوترانان!!! هستند و به قدری ناراحت میشود که از هوش میرود
این غولها که میبینید کسانی هستند مانند نمرود و فرعون
افراد دو رو و ریاکار همانند این شکل هستند که سر آنها را از سرب پر کرده اند مدوسا را که میشناسید؟همان که موهای سرش از مارهایی تشکیل شده بود که هر کس را میدید به سنگ تبدیل میشد؟اوهم اینجاست و 3 دیو پرنده از او نگهداری میکنند
|