تبليغاتX
دنیای شیرین من

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

دنیای شیرین من

دوست داشتنی های پیرامون من


اس ام اس های شب یلدا

چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم! مهمان شمــا در شب چلّـه شده ایم!
از برکت ایـن سفــره ی الــوان شما
تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم!
---------------------------
روی گل شما به سرخی انار
شب شما به شیرینی هندوانه
خندتون مانند پسته
و عمرتون به بلندی یلدا
شب یلدا مبارک
-------------------------------------
بیا ای دل کمی وارونه گردیم
برای هم بیا دیوونه گردیم
شب یلدا شده نزدیک ای دوست
برای هم بیا هندونه گردیم
شب یلدا مبارک
-------------------------------------
محفل آریائی تان طلائی ? دلهایتان دریائی
شادیهایتان یلدائی ? پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . . .

---------------------------
قیمت پماد سوختگی شب یلدا(چله)خیلی خیلی بالا میره.
اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااا
اون وقت لازمت میشه!!!
---------------------------
تو خوبی!
تو بهترینی!
تو تکی!
.
.
.
.
.
اینم از هندونه شب یلدات. بذارشون تو یخچال خنک شه ! یلدا مبارک!

--------------------------
بیا ای دل کمی وارونه گردیم ، برای هم بیا دیوونه گردیم ، شب یلدا شده نزدیک ای دوست
، برای هم بیا هندونه گردیم . شب یلدا مبارک

---------------------------
میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلطف عین پشمک!
برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!
حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . .
.---------------------------
.
تو میری و من فقط نگاهت می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر
فرصت برای گریستن دارم ، اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست ،
تا یلدایی دیگر انتظارت را خواهم کشید . . .
---------------------------
چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟
---------------------------

توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند
زودتر صبح بشه هم هستی ؟
---------------------------
شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما
یلدا مبارک . . .
---------------------------
روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و
عمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک . . .
---------------------------

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را
باید جشن گرفت
یلدایتان مبارک.
---------------------------
ما منتظر صبح شب یلداییم
دستی به دعا تا فرج فرداییم . . .
 
من دارم جمعه می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیم... منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش... از طرف پاییز - یلدا مبارک
---------------------------
آماده باش
.
.
فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی
چشم همه به تو
خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی

---------------------------
تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی
اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه!
---------------------------
بین چگونه قناری ز شوق می لرزد
نترس از شب یلدا بهار آمدنی است
---------------------------
اینم یه sms مخصوص شب یلدا
عمرتون صد شب یلدا
دلتون قدر یه دنیا
توی این شبهای سرما
یادتون همیشه با ما
دل خوش باشه نصیبت
غم بمونه واسه فردا

---------------------------
حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . .
---------------------------
همهً شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز ز چاه شب یلدا آید

شنبه سی ام آذر 1387 توسط عطا |

بحث و مطالب جدید

سلام به کلیه دوستان خوبم

من از این به بعد می خوام یه بحث جدید تو وبلاگم قرار بدم از زیر گروه شهر من .

و اون چیزی نیست جز مطالبی در مورد غذاهای محلی شهر خودم

پس از همه تون می خوام این بحثا رو دنبال کنین و برام نظراتونو بذارین تا این مطالب بهتر و پربارتر بشه ممنونم

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 توسط عطا |

جوک

یارو داشته زنشو میزده میپرسن چی کار کرده مگه؟ میگه نمیدونم !اگه میدونستم که میکشتمش!!!!!!!!! 

 به غضنفر میگن زود بیا خونه بابات مرد. میگه دروغ میگید.یه اتفاق بدی افتاده که نمیخواید به من بگید!!!

غضنفر رنگ میزنه ثبت احوال، میگه ببخشید اونجا ثبت احواله؟ میگن بله... میگه من امروز حالم خوبه، لطفا ثبتش کنید.

اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام را برداشت و رفت.
دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت!
 

از پیرزنه می پرسن شوهرت بدیم یا بفرستیمت مكه؟ میگه ننه، مكه كه فرار نمیكنه!

جمعه بیست و دوم آذر 1387 توسط عطا |

پیرزن منتظر

قطار می‌ایستد چند سرباز پیاده می‌شوند. جمعیت با دسته‌های گل جلو می‌روند آنها در آغوش می‌گیرند. حلقه‌های گل را به گردنشان می‌اندازند، روی دست بلندشان می‌کنند.

موج جمعیت از قطار فاصله می‌گیرد. پیرزنی قاب عکس سربازی را به دست گرفته و به بسته شدن درهای قطار نگاه می‌کند.

سربازی از روی دوش جمعیت پیرزن را می‌بیند.

خود را به پایین می‌اندازد و به طرف پیرزن می‌دود.

دسته گل را از گردن خود در ‌می‌آورد؛ به دور قاب عکس می‌اندازد.
پیرزن مبهوت نگاه می‌کند.

جمعه بیست و دوم آذر 1387 توسط عطا |

مادر زن و دامادهای باوفا

زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.
 
یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
 
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
 
نوبت به داماد آخری رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
اما داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟
همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بی ام ‌و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود که روی شیشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت

جمعه بیست و دوم آذر 1387 توسط عطا |

تساوی زن و مرد

زنده باد تساوی

ما به مردها گفتیم: می خواهیم مثل شما باشیم. مردها گفتند: حالا كه این قدر اصرار می كنید، قبول ! و ما نفهمیدیم چه شد كه مردها ناگهان این قدر مهربان شدند.

وقتی به خود آمدیم، عین آن ها شده بودیم. كیف چرمی یا سامسونت داشتیم و اوراقی كه باید به اش رسیدگی می كردیم و دسته چك و حساب كتاب هایی كه مهم بودند.. با رئیس دعوایمان می شد و اخم و تَخم اش را می آوردیم خانه سر بچه ها خالی می كردیم. ماشین ما هم خراب می شد، قسط وام های ما هم دیر می شد.. دیگر با هم مو نمی زدیم. آن ها به وعده شان عمل كرده بودند و به ما خوشبختی های بی پایان یك مرد را بخشیده بودند. همة كارهایمان مثل آن ها شده بود فقط، نه! خدای من! سلاح نفیس اجدادی كه نسل به نسل به ما رسیده بود، در جیب هایمان نبود. شمشیر دسته طلا؟ تپانچة ماشه نقره ای؟ چاقوی غلاف فلزی؟ نه! ما پنبه ای كه با آن سر مردها را می بریدیم، گم كرده بودیم.. همان ارثیه ای كه هر مادری به دخترش می داد و خیالش جمع بود تا این هست، سر مردش سوار است. آن گلولة الیافی لطیفی كه قدیمی ها به اش می گفتند عشق، یك جایی توی راه از دستمان افتاده بود. یا اگر به تئوری توطئه معتقد باشیم، مردها با سیاست درهای باز نابودش كرده بودند. حالا ما و مردها روبه روی هم بودیم. در دوئلی ناجوانمردانه. و مهارتی كه با آن مردهای تنومند را به زانو درمی آوردیم، در عضله های روحمان جاری نبود.



سال ها بود حسودی شان می شد. چشم نداشتند ببینند فقط ما می توانیم با ذوقی كودكانه به چیزهای كوچك عشق بورزیم. فقط و فقط ما بودیم كه بلد بودیم در معامله ای كه پایاپای نبود، شركت كنیم. می توانستیم بدهیم و نگیریم. ببخشیم و از خودِ بخشیدن كیف كنیم. بی حساب و كتاب دوست بداریم. در هستی، عناصر ریزی بودند كه مردها با چشم مسلح هم نمی دیدند و ما می دیدیم. زنانگی فقط مهارت آراستن و فریفتن نبود و آن قدیم ها بعضی از ما این را می دانستیم. مادربزرگ من زیبایی زن بودن را می دانست.

وقتی زنی از شوهرش از بی ملاحظگی ها و درشتی های شوهرش شكایت داشت و هق هق گریه می كرد، مادر بزرگ خیلی آرام می گفت: مرد است دیگر، از مرد بودن مثل عیبی حرف می زد كه قابل برطرف شدن نیست. مادربزرگ می دانست مردها از بخشی از حقایق هستی محروم اند. لمس لطافت در جهان، در انحصار جنس دوم است و ذات جهان لطیف است.


مادربزرگ می گفت كار زن ها با خدا آسونه. مردها از راه سخت باید بروند. راه میان بری بود كه زن ها آدرسش را داشتند و یك راست می رفت نزدیك خدا. شاید این آدرس را هم همراه سلاح قدیمی مان گم كردیم.


به هر حال، ما الان اینجاییم و داریم از خوشبختی خفه می شویم. رئیس شركت به مان بن فروشگاه سپه داده و ما خیلی احساس شخصیت می كنیم. ده تا نایلون پر از روغن و شامپو و وایتكس و شیشه شور و كنسرو و رب و ماكارونی خریده ایم و داریم به زحمت نایلون ها را می بریم و با بقیة همكارهای شركت كه آن ها هم بن داشته اند و خوشبختی، داریم غیبت رئیس كارگزینی را می كنیم و ادای منشی قسمت بایگانی را درمی آوریم و بلندبلند می خندیم و بارهایمان را می كشیم سمت خانه. چقدر مادربزرگ بدبخت بود كه در آن خانه می شست و می پخت. حیف كه زنده نماند ببیند ما به چه آزادی شیرینی دست یافتیم. ما چقدر رشد كردیم.
افتخارآمیز است كه ما الان، هم راننده اتوبوس هستیم هم ترشی می اندازیم. مهندس معدن هستیم و مربای انجیرمان هم حرف ندارد. هورا ما هر روز تواناتر می شویم. مردها مهارت جمع بستن ما را خیلی تجلیل می كنند. ما می توانیم همه كار را با همه كار انجام دهیم. وقتی مردها به زحمت بلدند تعادل خودشان را ایستاده توی اتوبوس حفظ كنند، ما با یك دست دست بچه را می گیریم با دست دیگر خریدها را، گوشی موبایل بین گردن و شانه، كارهای اداره را راست و ریس می كنیم. افتخارآمیز است.


دستاورد بزرگی است این كه مثل هم شده ایم. فقط معلوم نیست به چه دلیل گنگی، یكی مان شب توی رختخواب مثل كنده ای چوب راحت می خوابد و آن یكی مدام غلت می زند، چون دست و پاهایش درد می كنند. چون صورت اشك آلود بچه ای می آید پیش چشمش. بچه تا ساعت پنج مانده توی مهد كودك... همه رفته اند، سرایدار مجبور شده بعد از رفتن مربی ها او را ببرد پیش بچه های خودش. نیمة گمشده شب ها خواب ندارد. می افتد به جان زن. مرد اما راحت است، خودش است. نیمة دیگری ندارد. زن گیج و خسته تا صبح بین كسی كه شده و كسی كه بود، دست و پا می زند.


مادربزرگ سنت زده و عقب افتادة من كجا می توانست شكوه این پیروزی مدرن را درك كند؟

..!!! ما به همة حق و حقوقمان رسیده ایم.

زنده باد تساوی
!!!

جمعه بیست و دوم آذر 1387 توسط عطا |



وقتی که می آیی
صدای تق تق گامهای تو بر سنگ فرش کوچه
چه آوای خوشی است
کاش این آمدنت تا ابدیت می رفت

atafakhri@yahoo.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی

نیازمندیهای ایران


ادبی
عکس
دلنوشته
خاطره
دنیای پیرامون خودم
طنز- جوک و اس ام اس
آموزش
عشقولانه
شهر من

من هر شب تو را خوانم
جوك
فنجان قهوه
فرصتی برای عاشق شدن
اس ام اس های فلسفی
راز موفقیت از زبان سقراط
چند لطیفه ی ریزه میزه
عجیب ترین های جهان
من محتاج توام
دوستت دارم

هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386

عاشقانه های دنیا
كد آهنگ براي وبلاگ
محسن ملاح
محمدمظفری
حسین پناهی
محسن کبگانی - نردبان
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گناوه
سیدعلی صالحی
علی احمدی
محسن رضایی فر - روزهای بی خاطره
محمد قاسمي - ترفندهاي ياهو - اينترنت و ...
بهار - سرزمين عشق
سبحان علی یاری - اس ام اس ايروني
رادیو کالج پارک - رادیو اینترنتی دانشجویان اینترنتی دانشگاه مریلند
فرهاد عزیز - کجایند عشقهای اساطیری
میلاد - رضا - رضا - وبی برای بچه باحالا
دل نوشته های یک کودک خیابانی
مامان آرمین
آرزو-شیرین
صلیب شکسته - (دو عاشق : سینا - الهام)
رضا عبدالهی - باغبون باغچه عشق
ترانه فرخی - دختران ایلیا
تینا - بلور رویا
محمد - کلبه دلباختگی
م . ه . ن
محمد سام
لاله
آموزش فلش برای ساخت وبلاگی زیباتر
عکس چهره های مطرح رقص و آواز
آموزش عکاسی
زیر آسمون ابری هامبورگ - فرح دختر با احساسی از آلمان
دنیای شیرین(دنیای من)
دزدعکس 2
ایهام - افق کور
ثبت دامنه رایگان
آبجی و داداش
کاملیا دختری از ایران زمین
عطا
عکس.مدل لباس و ...
رضا بهارلو
باران 87 - آمال بچه های تخریب
کلبه عشق
يه غريب بي نشون - حسين متوليان
زن و مرد
بي حجاب
صبا - ترنم و بوسه تو براي من
اعترافات يك سيب زميني
نکاح
مریم شفیعی - باید به دستهای جنون اقتدا کنم
مهسا خانوم گل - هوای وصال
نرگس - ...
گل سرخ
شعرهایی که دوستشان داریم- یک دوست
اینجا ژاپن است
آموزش گیتار
لحظه
شکیبا - آّبی تر از همه چیز
تیلوری از جنس ممنوعه
ShOzEx
محمد علي ابطحي
عطاالله مهاجراني
طنز امروز ايران
طنزهاي زهرا دري
شعرهاي طنز محمدرضا عالي پناه-افاضات آقاي هالو
خليل جوادي
انتظار
دلنوشته هاي مريم براي كودك دلبندش
بو تو - دانيال عزيز
جايي براي باهم بودن
ساخت لوگو و بنر رايگان
آذين عزيز
سيما-مادري دلسوز و مهربان
هديل-تنهاترين يار
سپيده / زني از دوردستها
دانلود جديدترين آهنگ هاي روز
بدون سانسور/ پسر اردي بهشتي
حكيمه/ مداد رنگي زيبا

RSS 2.0