تبليغاتX
دنیای شیرین من

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

دنیای شیرین من

دوست داشتنی های پیرامون من


شعر انتقادی " محکمه الهی "

شعر انتقادی محکمه الهی
يه شب كه من حسابي خسته بودم
همين‌جوري چشامو بسته بودم
سياهي چشام يه لحظه سر خورد
يه دفعه مثل مرده‌ها خوابم برد
تو خواب ديدم محشر كبري شده
محكمه الهي برپا شده
خدا نشسته، مردم از مرد وزن
رديف رديف مقابلش واستادن
چرتكه گذاشته حساب كتاب ميكنه
به بنده‌هاش عتاب خطاب ميكنه
ميگه :


چرا اينهمه لج ميكنيد؟
راهتون رو بيخودي كج ميكنيد؟
آيه فرستادم كه آدم بشيد
با دلخوشي كنار هم جمع بشيد
دلاي غم گرفته رو شاد كنيد
با فكرتون دنيا رو آباد كنيد
عقل دادم بريد تدبركنيد
نه اينكه جاي عقلو كاه پر كنيد
من بهتون چقدر ماشاالله گفتم
نيافريده باريك الله گفتم
من كه هواتونو هميشه داشتم
حتي يه لحظه گشنتون نذاشتم
اما شما بازي نكرده باختيد
نشستيدو خداي جعلي ساختيد
هر كدوم ازشما خودش خدا شد
از ما و آيه‌هاي ما جدا شد
يه جو زمين و اين همه شلوغي؟
اين همه دين و مذهبه دروغي؟
حقيقتا شماها خيي پستيد
خر نباشديد گاوو نمي‌پرستيد
از توي جمع يكي بلند شد ايستاد
بلند بلند هي صلوات فرستاد
ازاون قيافه‌هاي حق به جانب
هم از خودي شاكي، هم از اجانب
گفت چرا هيچكي روسري سرش نيست؟
پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست؟
چرا زن‌ها اينجوري بد لباسن؟
مردي غيرتي كجا پلاسن؟
خدا بهش گفت بتمرگ ، حرف نزن
اينجا كه فرقي ندارن مرد و زن
يارو كنف شد ولي از رو نرفت
حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت
چشاش مي‌چرخن ، نميدونم چشه؟
آهان ، ميخواد يواشكي جيم بشه
ديد يكمي سرش شلوغه خدا
يواش يواش شد از جماعت جدا
با شكمي شبيهه بشكه نفت
يهو سرش رو پايين انداخت و رفت
قراولا چندتا بهش ايست دادن
يارووانستاد ، تا جلوش واستادن
فوري درآورد واسشون چك كشيد
گفت ببريد وصول كنيد خوش بشيد
دلم براي حوريا لك زده
دير برسم يكي ديگه تك زده!
اگه نرم حوري دلگير ميشه
تور خدا بزار برم دير ميشه
قراول حضرت حق دمش گرم
با رشوه خيلي كلون نشد نرم
گوشاي يارو رو گرفت تو دستش
كشون كشون برد و يه جايي بستش
رشوه حاجي رو ضميمه كردن
توي جهنم اونو بيمه كردن
حاجيه داشت بلند بلند غر مي‌زد
داشت روي اعصابا تلنگر مي‌زد
خدا بهش گفت: ديگه بس كن حاجي
يه خورده هم حبس نفس كن حاجي
اينهمه آدم رو معطل نكن
بگير بشين اينقده كل‌كل نكن
يه عالمه نامه دارينخونده
تازه ، هنوز كرات ديگه مونده
نامه تو پر از كاراي زشته
كي به تو گفته جات توي بهشته؟
بهشت جاي آدماي باحاله
ولت كنم بري بهشت؟
محاله
يادته كه چقدر ريا ميكردي
بنده‌هاي مارو سياه ميكردي
تا يه نفر دورو برت ميديدي
چقدر والضالين و ميكشيدي
اينهمه كه روضه و نوحه خوندي
يه لقمه نون دست كسي روسوندي؟
خيال ميكردي ما حواسمون نيست؟
نظم و نظام دنيا كشكي كشكي است؟
هر كاي كردي بچه‌ها نوشتن
مي‌خواي خودت برو ببين تو زونكن
خلاصه
وقته يارو فهميد اينه
بازم درست نميتونست بشينه
كاسه صبرش يه دفه سر مي‌رفت
تا فرصتي گير مياورد در مي‌رفت
قيامته اينجا ، عجب جائيه
جان شما خيلي تماشائيه
از يه طرف كلي كشيش آوردن
كشون كون همه رو پيش آوردن
گفم اينا رو كه قطار كردن
بيچاره‌ها مگه چكار كردن؟
ماموره گفت : ميگم بهت من الان
مفسد في‌الارض كه ميگن همين هان
گفت: اينا بهشت‌فروشي كردن
بي‌پدرا خدارو جوشي كردن
به نام دين حسابي خوردن اينها
كفر خدارو درآوردن اينها
بدجوري ژاندارك و اينا چزوندن
زنده توي آتيش انو سوزوندن
روي زمين خدايي پيشه كردن
خون گاليله رو توي شيشه كردن
اگه بهش بگي كلات‌و صاف كن
بهت ميگه بشين‌و اعتراف كن
هميشه در حال نظاره بودن
شما بگو؛ اينا چه كاره بودن؟
خيام اومد
يه بطري هم تو دستش
رفت‌و يه گوشه‌اي گرفت نشستش
حاجي بلندشد با صدار محكم
گفت : اين آقا بايد بره جهنم
خدا بهش گفت تو دخالت نكن
به اهل معرفت جسارت نكن
بگو چرا به خون اين هلاكي؟
اين كه نه مدعي داره نه شاكي
نه گردو خاك كرد و نه هياهو
نه عربده كشيده و نه چاقو
نه مال اين نه مال اونو برده
فقط عرق خريده رفت ِ خورده
آدم خوبيه ف هواش‌و داشتم
اينجا خودم براش شراب گذاشتم
يهو شنيدن ايست خبرادر دادن
نشسته‌ها بلند شدن واستادن
حضرت اسرافيل از اون ور اومد
رفت ري چاپايه و چند تا صور زد
ديدن دارن تخت روون ميارن
فرشته‌ها رودوششون ميارن
مونده بودن كه اين كيه خدايا
تو حشر اين كارا چيه خدايا
فكر مي‌كنيد داخل اون تخت كي بود؟
الان ميگم ، يه لحظه
اسمش چي بود؟
همون كه كارش عالي بود
اون كه تو دنيا مثل توپ صدا كرد
همون كه اين لامپا رو اختراع كرد
همون كه كار عالي بود؛ اون ديگه
بگيد بابا ؛ توماس اديسون ديگه
خدا بهش گفت ديگه پايين نيا
يه راست برو بهشت پيش انبياء
وقتو تلف نكن توماس ؛ زود برو
به هر وسيله‌اي اگر بود برو
از رويپل نري يه وقت ميفتي
ميگم هوايي ببرند و مفتي
باز حاجي ساكت نتونست بشينه
گفت كه مفهوم عدالت اينه؟
توماس اديسون كه مسلمون نبود
اين بابا اهل دين و ايمون نبود
نه روضه رفته بود؛ نه پاي منبر
نه شمر مي‌دونست چيه نه خنجر
يه ركعت‌ام نماز شب نخونده
با سيم ميماش شب رو به صبح رسونده
حرفاي يارو كه به اينجا رسيد
خدا يه آهي از ته دل كشيد
حضرت حق خودش رو جا به جا كرد
يه كم به اين حاجي نگانگا كرد
از اون نگاههاي عاقل اندر
سفيهش‌و بايد بيارم اينور
با اينكه خيلي خيلي خسته هم بود
خطاب به بنده‌هاش دوباره فرمود
شما عجب كله‌خراي هستيد
بابا عجب جونورايي هستيد
شمر اگه بود آدولف هيتلرم بود
خنجر اگر بود رولورم بود
حيفه آدم خودشو پير كنه
و سوزنش فقط يه جا گير كنه
ميگيد توماس من مسلمون نبود
اهل نماز و دين و ايمون نبود
اولا ً از كجا ميگيد اين حرف‌و
در بياريد كله زير برف‌و
اون من‌و بهتر از شما شناخته
دليلشم اين چيزايي كه ساخته
درسته گفته‌اند عبادت كنيد
نگفته‌ان به خلق خدمت كنيد؟
توماس نه بمب ساخته نه جنگ كرده
دنيا رو هم كلي قشنگ كرده
من يه چراغ كه بيشتر نداشتم
اونم تو آسمونا كار گذاشتم
توماس تو هر اطاق چراغ روشن كرد
نمي‌دونيد چقدر كمك به من كرد
تو دنيا هيچكي بي‌چراغ نبوده
يا اگرم بوده تو باغ نبوده
خدا براي حاجي آتش افروخت
دروغ چرا ؛ يه كم براش دلم سوخت
طفلي تو باورش چه قصرا ساخته
اما به ايجا كه رسيده باخته
يكي مي‌اد يه هاله‌اي باهاشه
چقدر بهش مياد فرشته باشه
اومد رسيد و دست گذاشت رو دوشم
دهانش‌و آورد كنار گوشم
گفت تو كله‌آت پر قرمه سبزيست
وقتي نمي‌فهمي بپرسي بد نيست
اون كه نشسته يك مقام والاست
مترجمه ، رفيق حق تعالي است
خود خدا نيست ، نمايندشه
موذد اعتمادشه ، بنده‌شه
خداي لم يلد كه ديدني نيست
صداش با ان گوشا شنيدني نيست
شما زمينيا همش همينيد
اون ور ِ ميزي رو خدا مي‌بينيد
همينجوري مي‌خواست بلند شه ، نم‌نم
گفت كه پاشو بايد بري جهنم
وقتي ديدم منم گرفتار شدم
داد كشيدم ؛ يكدفعه بيدار شدم

 

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 توسط عطا |

نامه یک فاحشه به مادرش

نامه یک فاحشه به مادرش - تاسف آور



این نامه انعکاس واپسین طپش قلب محنتبار یکی از هزاران زن بیگناه

 است که اجتماع ، در ظلمت شب احتیاج ، کلمه شرافت را از قاموس

زندگیش ربوده است.



بغض دارد خفه ام میکند ، بغض نیست ، مرگ است ! مرگ در کار تحویل گرفتن

 پس مانده ی جان من است !


خدا حافظ مادر...

شیرت را حلال کن ، به خواهر کوچکم هرگز نگو که خواهر نگون بختش چطور

 زندگی کرد ، و چه طور مرد ؛ نه - مادر جان نگو..


----------------------------------


این نامه آخرین نامه یک فاحشه است .



کاش نامه رسان هرگز این نامه را به مادر این زن تیره بخت نمی رساند....


مادر جان ! این آخرین نامه ایست که از یکوجبی گور زندگی واژگون بخت

خود برای تو می نویسم ..


فاصله من –فاصله پیکر درهم شکسته من – با گور بی نام و نشانی که در

انتظار من است یکوجب بیش نیست


این نامه ، هذیان سرسام آور رویای وحشتناکی است که در قاموس خانواده

های بدبخت نام مستعارش زندگیست ..



مادر جان ! شاید آخرین کلمه ی این نامه ، به منزله نقطه ی سیاهی باشد بر

آخرین جمله داستان غم انگیز زندگی از یاد رفته دخترت.......


خدا میداند که در واپسین لحظات عمرچقدر دلم می خواست پیش تو

باشم...و پس از سه سال جان کندن تدریجی ، هم آغوش با سوداگران ور

شکست شهوت در بستر خون آلود هوسهای مست و تک نفسهای ننگ و

بد نامی وفراموشی جام زهر آلودم را در آغوش پر محنت تو با دست تو

به مرگ می سپردم ...

افسوس که تو اینجا نیستی ... نه تنها تو ، هیچ کس اینجا نیست... جز این پیکر

در هم شکسته ام و پیر مردی رنجور ، که با در یافت بیست ریالی ( بیست

ریالی که کار مزد آخرین هم آغوشی من است ) نامه ای را که اکنون

میخوانی بجای من ، برای تو بنویسد ...

مادر جان می دانم که با خواندن این نامه ، بخاطر بخت سیاهی که دخترت

داشت تا حد جنون خواهی گریست ...
گریه کن مادر ! ....بگذار اشکهای تو سیل بنیان کن بنای شرافت کاذبی باشد

که در این دنیای دون ، منهای پول پشتوانه زندگی هیچ تیره بختی نیست ....

دختر تو مادر ، دارد همین حالا ، پای دیواری سینه شکسته در کمال ناکامی و

بد نامی می میرد .... ای کاش دختر در به در تو که من بدبخت باشم ، می

توانست با مرگ خود انتقام شیر حلالت را از زندگی حرامی که داشت

بگیرد ...

مادر جان ! خواهش میکنم اجازه بدهی قبل از مرگ هر چه درد بیدرمان در

پهنه این دل ماتمزده ام دارم ، به صورت قطره های سرگردان مشتی

سرشک دیده گم کرده ، به دامان محبت بار تو بسپارم ....

میدانم هرگز باور نمی کردی اینچنین نامه ای به دست تو برسد ؛ تو بر

حسب نامه های گذشته من ، دخترت را زنی نجیب می دانستی که

شرافتمندانه ، دور از خانه و کاشانه ، نان مادر ستمدیده و خواهر یتیمش را

به دست می آورد ... چگونه بگویم مادر ؟!.... که ازبخت من بدخت ، در

عصری به دنیا آمده ام که " شرافت " به طوررقت انگیزی بازارش کساد

است .

می دانی یعنی چه ؟ مادر همه هر چه تا کنون بتو نوشته ام دروغ محض بوده

است .... دروغ محض .... اما اجتناب ناپذیر

خدا می داند که هیچ دلم نمی خواست دل شکسته ات را ، بار دیگر بشکنم

... همه ی آن

نامه را ده روز دیگر که مصادف با بیست و چهارمین سال تولد من که در حقیقت

بیست و چهارمین سال تولد یک بد بختی بیزوال است ،

بسوزان .... و خاکستر سردشان را لابلای بستر پاره پاره من که مات و دست

نخورده و بی صاحب در کنج کلبه ی فقیرمان افتاده است ، دفن کن ...

بگذار خاکستر آن نامه ها لاشه افتخار من باشد .... افتخار اینکه حد اقل

آنقدر تو را عزیز می داشتم که تا وا پسین لحظات مرگ نگذاشتم حتی در

تصویر بیچارگی من ، شریک باشی ....

مادر جان ! در تمام این مدت سه سالی که مرا با این قبرستان بی سرپوش

آرزوها و آمال انسانی ، این آخرین ایستگاه امید بیکاران خانه به دوش

شهرستانی ، این تهران خراب شده ، روانه کردی ، بر حسب راه نکبت باری

که این اجتماع هرزه پیش پای زندگی غریب من گذاشت من یکی از بی پناه

ترین و بیگناه ترین گناهکاران روزگار بوده ام

افسوس !... هزار افسوس که ضربان نامرتب فرصت نمی دهد ، تا آنجا که

می خواستم جزئیات گذشته و اندوهبارم را برایت شرح دهم ...
ج
همانقدر باید بگویم که زندگی بسرنوشتی اینقدر دردناک ، دچارم کرد ،
ج
سه سال تمام ، شب و روز کار من پاسخ دادن به تمنای هرزه مشتی نامرد

بود که در ازای پولی ناچیز ، همه مستی ها ، پستی ها ، و رذالتهای خود را

وحشیانه در لذت زاییده از پیکر خسته و تب آلود من ، خلا صه کردند

آه ، خداوندا ! چه سرنوشت وحشتناکی !
ج
در عرض این سه سال ، سر تا سر آرزوهای من ، اشکها و اشکهای پنهانی من ،

بازیچه ی خنده ها ، محبتها و پایکوبی های ساختگی بود ....

در عرض این مدت هرگز فرصت اینکه چند دقیقه از ته دل به خاطر سیه

روزی خودم اشک بریزم نداشتم ....

تنها یکبار ، تقریبا شش ماه پیش بود که در کشمکش یک درد جانکاه

صمیمانه خندیدم ... اما ، بخدا ، مادر ، اگر بدانی این خنده تصادفی را

چقدر وحشیانه در لرزش لبانم شکستند ... آخ اگر بدانی ....

آری ، مادر جان شش ماه پیش در همان خانه ای که آشیانه حراج تدریجی

ناموس محتاج من بود ، صاحب فرزندی شدم ...

از چه پدری ؟ از چند پدر؟ اینها را هیچ نمی دانم ... اما آنچه مسلم بود ، خدا

برای نخستین بار بزرگترین نعمتها را – نعمت مادر بودن را به من ارزانی

کرد ...

شبی که دخترم به دنیا آمد تا صبح از خوشحالی خوابم نبرد .... برای چند

ساعت همه دردها ، در به دریها ، گرفتاریها را فراموش کرده بودم ....

احساس می کردم زنی نجیبم و در خانه ای محقر و آبرومند برای شوهر

مهربانم طفلی زیبا به دنیا آورده ام ... وفردا صبح پدرش از دیدن او ....
ج
آخ مادر چه می گویم ؟! چه می خواهم بگویم ؟!

آه ، ای آرزوهای خام ... ای آرزوهای ناکام !

مادر جان اگر بدانی فردای آنشب چه بر سرم آوردند ؟!
ج
رییس آن خانه نفرین شده بچه ام را از دستم گرفت ... به زور

گرفت....قدرت اینکه از جا تکان بخورم نداشتم .... هر چه فریاد کردم ماما

! ماما ! فریادم در دل سنگش موثر واقع نشد

آخ مادر ...ببین سرنوشت کار انسان را به کجا میکشاند ... که در خانه ای

چنین رسوا ، به زنی که رییس خانه است ، باید " ماما " گفت ... آخ بیچاره

مادرم ....

باری بچه ام را از آغوشم بیرون کشیدند... بردند ...هنگامی که برای آخرین

بار نگاهم به قیافه معصوم طفل بیگناه افتاد ، مثل اینکه با یک نگاه سرگردان

ازمن پرسید : چرا ؟؟؟

دختر م را بردن و بر حسب قوانین حاکم بر اینچنین خانه ها او را در خلوت

محض به خاک سپردند .

چه می دانم شاید این حکمت خدا بود ... شاید خدا فکر کرده بود که

مردنش بهتراز ماندنش است ، دنیایی که سرنوشت دختر زن نجییبی چون

تو را به اینجا می کشاند چه سر نوشتی میتوانست نصیب دختر یک فا حشه

بدبخت کند ؟!

پس از دخترم مرا هم از خانه بیرون کردند ... از کارافتاه بودم ؛ درد فقدان

بچه کمر هستی مرا شکسته بود .

مادر جان ... تصادفی نیست که شش ماه است نزد تو خجلم و نتوانسته ام

مقرری ماهانه برایت بفرستم .

به خدا مادر ، در عرض این شش ماه در آمدم حتی آنقدر نبوده که یک

شب با شکم سیر بخواب روم ....

چه خواب ؟ چه شکم ؟ چه بد بختی؟ شش ماه تمام است که در کوچه و پس

کوچه ها ویلانم ...در عرض این شش ماه به صد جور مرض استخوانسوز

گفتار شدم ...

دیگر نمی توانم حرف بزنم ، بغض دارد خفه ام میکند ، بغض نیست ، مرگ

است ! مرگ در کار تحویل گرفتن پس مانده ی جان من است !

خدا حافظ مادر

شیرت را حلال کن ، به خواهر کوچکم هرگز نگو که خواهر نگون بختش

چطور زندگی کرد ، و چه طور مرد ؛ نه - مادر جان نگو .


خدانگهدارتان
پایان

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 توسط عطا |

داستان اشکهای یک مادر

یه داستان جالب :



یک پسر کوچک از مادرش پرسید:چرا گریه میکنی؟


مادرش به او گفت: زیرا من یک زن هستم.


پسر بچه گفت: من نمی فهمم.


مادرش او را در آغوش گرفت و گفت:تو هیچگاه نخواهی فهمید.


بعدها پسر از پدرش پرسید:چرا مادر بی دلیل گریه می کند؟


پدرش تنها توانست بگوید:تمام زنها برای هیچ چیز گریه میکنند.


پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت ولی هنوز


نمی دانست که چرا زن ها بی دلیل گریه می کنند.


بالاخره سوالش را برای خدا مطرح کرد .


او از خدا پرسید:خدا یا چرا زنها به آسانی گریه می کنند؟


خدا گفت:زمانی که زن را خلق کردم می خواستم که او موجود


به خصوصی باشد بنابراین شانه های او را آنقدر قوی آفریدم تا


بار همه ی دنیا را به دوش بکشد و همچنین شانه هایش آنقدر


نرم باشد که به بیه آرامش بدهد.من به او یک نیروی درونی قوی


دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش را داشته باشد و وقتی


آنها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آنها را نیز داشته باشد.


به او توانایی دادم که در جایی که همه از جلو رفتن نا امید شده اند


او تسلیم نشود و همچنان پیش رود.به او توانایی نگهداری از


خانواده اش را دادم،حتی زمانیکه مریض یا پیر شده است بدون اینکه


شکایتی بکند.به او عشقی داده ام که در هر شرایطی بچه هایش


را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آنها به او آسیبی برسانند.


به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات


او بگذرد و همیشه تلاش کند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد


به او این شعور را دادم که درک کند یک شوهر خوب هرگز به همسرش


آسیب نمی رساند به او این توانایی را دادم که تمامی این مشکلات را


حل کرده و با وفاداری کامل در کنار شوهرش بماند.


و در آخر به اشکهایی دادم که بریزد.این اشکها فقط مال اوست وتنها


برای استفاده اوست در هر زمانی که به آنها نیاز داشته باشد او به هیچ


دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک میریزد.


خدا گفت:می بینی پسرم زیبایی یک زن در ظاهر او نیست بلکه زیبایی


یک زن در چشمان او نهفته است زیرا چشمان او دریچه ی روح است و


در قلب او جایی که عشق او به دیگران در آن قرار دارد

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 توسط عطا |

اس ام اس های عاشقونه

 

سازنده ترين کلمه((گذشت)) است…آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است…آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است…به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است…با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است…از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است…آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است…با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است…به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است…آن را بکش. سازنده ترين کلمه((صبر)) است…براي داشتنش دعا کن

************ **
سرنوشت تصمیم میگیرد که تو در زندگی با چه کسی ملاقات کنی. اما تنها قلب توست که می تواند تصمیم بگیرد چه کسی در زندگی تو باقی می ماند . خوشا آنان که در بازار گیتی خریدار وفا بودند و هستند .خوشا آنان که در اره رفاقت رفیق با وفا بودند و هستند   
************ **
خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر ژنجه های یه شیر شده !! ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شده

************ **
سرنوشت سه دفعه بهت دروغ میگه . اولین بار وقتی به دنیات میاره - دومین بار وقتی عاشقت میکنه - سومین بار هو وقتی زندگی رو ازت میگیره - تا بفهمی همش خواب بود و بس
************ **
کاغذ سفيد را هر چقدر هم که تميز و زيبا باشد کسي قاب نمي گيرد براي ماندگاري در ذهن ها بايد حرفي براي گفتن داشت

************ **
متاسفانه نداري! البته تقصير هم نداري! من چيكار كنم نداري ديگه! دست خودتم نيست كه نداري! خب نداري ديگه بابا . . . لنگه نداري

************ **
من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من … من خودم بودم و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مِِي ارزد

************ **
گريه کردم اشک بردلم مرحم نشد ناله کردم ذره اي ازدردهايم کم نشد درگلستان بوي گل بسياربوييدم ولي ازهزاران گل گلي همچون توپيدا نشد

************ **
دوستت دارم کمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم و به تو احتياج
 

************ **
رفتي و نديدي که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم وقتي که شکست بغض تنهايي من وابستگي ام را به تو باور کردم

************ **
انسان همچون ستوني از نور در ميان خرابه هاي بابل ، نينوا ، پالمير و بمبئي ايستاد و در همان حال سرود جاودانگي سر داد : بگذار زمين هر آنچه را که داده است باز پس گيرد . زيرا من ، انسان ، پاياني ندارم

************ **
گاهي وقتا ادما در عرض چند ثانيه دل کسي رو که دوستش دارن ميشکنن منو بابت اون ثانيه ها ببخش

************ **
دخترک هميشه به پسرک ميگفت من براي 3 چيز عاشق تو شدم ::: 1-نجابت 2-وفاداريت 3-زيباييت پسرک روز تولد دختر 3 حيوان خانگي به او هديه داد 1-اسب 2-سگ 3-قناري تا دخترک خواست دليلش را بپرسد پسرک رفته بود براي هميشه

************ **
تنها بي تو منو پنجره هاي بسته ، بي تو منو و زمزمه هاي خسته بي تو منو و شب ناله هاي بارون ، تنهايي و دل به خون نشسته دل به خون نشسته بي تو غريبه گشتم ، با همه سرگذشتم رو تن تنهايي هام ، اسم تو رو نوشتم اي که نگاه ت ، زنگ صدات ، به ياد کوچه مونده تو گوش هر پنجره اي ، ازروشنايي خونده ترانه هات برده منو ، تا سرزمين رويا گفتي ازين شب سياه ، چيزي تا صبح نمونده بي تو غريبه گشتم ، با همه سرگذشتم رو تن تنهايي هام ، اسم تو رو نوشتم

************ **
چشم چشم :دو ابرو.نگاه من به هر سو:پس چرا نيستي پيشم؟نگاه خيس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش.دو دست باز يه اغوش.بيا بگير قلبمو.يادم تو را فراموش…؟ چوب چوب يه گردن.جايي نري تو بي من. دق مي کنم ميميرم.اگه دور بشي از من .دست دست دو تا پا. ياد تو مونده اينجا.يادت مي ياد که گفتي:بي تو نمي رم هيچ جا….؟ من؟ من؟

************ **
قانون 11 نيوتون:اگه با سرعت نور حركت كني مي توني خودت رو ماچ كني

************ **
براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ ديوانه هيچ نداشت و گريست،‌ گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد،‌ اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است

************ **
دل هيچکس نمي سوزد براي حال غمناکم مگر سوزد همان شمعي که مي سوزد سر خاکم

************ **
اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم چون مزرعه تشنه به سامان برسيم يا من برسم به يار يا يار به من يا هر دو بميريم و به پايان برسيم

************ **
به چشمانت عادت کرده بودم / با دستانت رفاقت کرده بودم
نمى آيى توامشب کاش ديشب / دل سيرى نگاهت کرده بودم


************ **
دلم در حلقه غمها نشسته / زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست / تو را مي خواهم و اينها بهانه ست


************ **
من ساده و بيرنگم / من عاشق دلتنگم
صد بار بزن قطع کن / من عاشق تک زنگم!


************ **
عاشقى را شرط اول ناله و فرياد نيست
تا کسى از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقى کار هر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست


************ **
عشق آن نيست که يک دل به صد يار دهي
عشق آن است که صد دل به يک يار دهي


************ **
شمع سوزان توام، اينگونه خاموشم نکن
از کنارت مي روم، اما فراموشم نکن


************ **
بايد خريدارم شوي، تا من خريدارت شوم
بايد گرفتارم شوي، تا من گرفتارت شوم
من نيستم چون ديگران، بازيچه بازيگران
اول بدام آرم ترا، آنگه گرفتارت شوم

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 توسط عطا |

جملات عاشقانه

 

با تشکر از محبوبه خانوم عزیز برای دراختیار قرار دادن این جملات

 

هروقت از کسی جدا شدی بهش بگو برای همیشه خداحافظ هرچند با این کار قلب او را
میشکنی و او را نارحت میکنی ولی از انتظار نجاتش میدهی 
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که دوست داشته
 باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش میای دیگه
هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه
دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی
 که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...
اینطوریه که دل همه آدما میشکنه و عشقی وجود نخواهد داشت .
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
بدترین شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنار او باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی
 رسید
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
یادته یه روز بهم گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه
 و بهت بخنده، گفتم: اگه بارون نبود چی ؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش
 میگیره، گفتم: یه خواهش دارم، وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار، گفتی: چشم،
حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره، تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
هر كسی یه روزی میاد یه روزی میره، یكی با دلش میره، یكی با پاهاش، ولی مواظب باش كسی با پاهای خودش از دلت نره

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
جاده خوشبختی در دست تعمیر است دور بزن این اسمش تقدیره
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک
کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که...... ماهشون مال منه
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند
.... ببخش .... و فراموش کن
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز بر علیه تو ........... روزی که با تو ست مغرور نشو ....
روزی که بر علیه توست ما یوس نشو
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم
بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد، بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
میدونی چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط یکی دونه قلب
داده؟ برای این که بگردی , اون یکیش رو پیدا کنی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
انواع قهوه : 1- شیرین مثل چشات2 - رقیق مثل قلبت3- تلخ مثل دوریت
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی در ارتفاعات
آنرا رها خواهد کرد
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر می گویم به یادت در قفس غمگینو خسته
 ... من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ... ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
میدونی دریا چرا دریا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هیچ و قت دریا نمی شد،من یه
دریام و تو موجهای منی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای
 خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
تو اون فرشته ای که وقتی در فصل بهار قدم میزنی برگ درختان انتظار پاییز را میکشند تا به
جای پاهایت بوسه بزنند
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
در عرض یک دقیقه می شه یک نفر رو خرد کرد... در یک ساعت می شه یک نفر رو دوست
 داشت و در یک روز فقط یک روز می شه عاشق شد ولی یک عمر طول می کشه تا کسی
رو فراموش کرد
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس از آه دلم به جز قلب تو خبر ندارد . من درمسیرقلب
 توام . چون مسافری و مقصدم افق دور چشمان توست
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام بمونی ولی ازت میخوام زود برگردی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی
 اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت
 تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
بازهم کبوتراحساسم بال می گشاید تادرآبی بی کران آسمان قلبت به پرواز درآید . گویا
 سالهاست که مفهوم پرواز درگنجایش ذهنش نیست.
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
ای کاش از بدو تولد کور بودم تا که هیچگاه دریای عشق را در چشمان ملیح و فریبایت نمی دیدم
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
سرو اسوه مقاومت و پایداریست من یه سروم چون تو ریشه منی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن . ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.
کم اومد! به عشق من فکر کن چون برای تو هرگز کم نمی یاد
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
تجربه شانه ایست که طبیعت وقتی ما کچل میشویم , به ما می دهد!
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
من اون ماهی قرمز کوچولو هستم تو دل شیشه ای تو مواظب باش دلت نشکنه که
من می میرم
*******************************************************
تورا آنگونه می خواهم که آهو دشت زیبا را مرا آنگونه می خواهی که ساحل موج دریا
 را تورا آنگونه می خواهم که گلها دست باران را مرا آنگونه می خواهی که شبنم برگ
گلها را تو بی من باغ بی برگی و من بی تو گل زردم شبی با موج زیبایت پریشان
می کنی ما را بیا دستان سردم را میان دستان خود گم کن که بی دستان پاک تو نه گل
 خواهم نه صحرا را
**********************************************************
آغوشه به جز اندوه و تنهایی کسی با من نمی جوشه کسی حالم نمی پرسه کسی
دردم نمی دونه نه هم درد و هم آوایی با من یک دل نمی خونه از این سرگشتگی بیزارم
و بیزار ولی راه فراری نیست از این دیوار برای این لب تشنه دریغا قطره آبی بود برای خسته
 چشم من دریغا جای خوابی بود در این سرداب ظلمت نور راهی بود در این اندوه غربت
سرپناهی بود شب پر درد و من از غصّه ها دلسرد کجا پیدا کنم دلسوخته ای هم درد اسیر
 صد بیابان وَهم و اندوهم مرا پا در دل و سنگین تر از کوهم
************************************************************
کجای این جنگل شب . پنهون میشی خورشیدکم پشت کدوم سد سکوت . پر میکشی
چکاوکم چرا به من شک میکنی . من که منم برای تو لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای
تو دست کدوم غزل بدم . نبض دل عاشقمو پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو گریه
 نمیکنم نرو اه نمیکشم بشین حرف نمیرنم بمون بغز نمیکنم، ببین سفر نکن خورشیدکم .
 ترک نکن منو نرو نبود نت مرگ منه . راهیه این سفر نشو نزار که عشق منو تو . اینجا به
اخر برسه بری تو. مرگ من از . رفتنه تو سر مبرسه گریه نمیکنم نرو اه نمیکشم بشین حرف
 نمیرنم بمون بغز نمیکنم ببین نوازشم کن ببین . عشق میر یزه از صدام صدام کن و ببین
که باز . اونچه میگن ترانه هام اگر چه من به چشم تو . کمم، قد یمیم، گمم اتشفشانه
عشقمو . در یا یه پر تلا تمم گریه نمیکنم نرو اه نمیکشم بشین حرف نمیرنم بمون بغض
نمیکنم ببین عشق برای تو
***************************************************************
مناجات 3 در این ویران سرای سست بنیاد....گدایان را مبر یارب تو از یاد گدایان چشم دل
 سوی تو دارند....امید رحمت از كوی تو دارند به درگاه تو انان آه دارند....همه زین آه با تو راه
 دارند شكوه خود پرستی را شكستند....ببزم عاشقی اینك نشستند دل این دردمندان شاد گردان....اسیران را ز بند آزاد گردان عطا كن درد ایشان را دوایی....مریضان را محبت كن
 شفایی كرم كن قلبشان را نور بینش....تو ای نقاش نقش آفرینش ز رحمت جرعه ای بر
جرعه نوشان....گناه این خطا كاران بپوشان بسوزان تا بسوزند از غم تو....بدم تا زنده گردند
 از دم تو بده یاری به خیل بی نوایان....مران از درگه لطفت گدایان الا ای راحت جانهای جانها....گل عشقت برویان در نهان ها شب بیچارگان را روز گردان....به شیطان جمله را پیروز گردان فقیران
 را بده خط امانی....زكوی خود به آنان ده نشانی بود مسكین ز خیل پر گناهان....پناهش ده پناه بی پناهان برگرفته از كتاب مناجات عارفان اثر حسین انصاریان

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 توسط عطا |



وقتی که می آیی
صدای تق تق گامهای تو بر سنگ فرش کوچه
چه آوای خوشی است
کاش این آمدنت تا ابدیت می رفت

atafakhri@yahoo.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی

نیازمندیهای ایران


ادبی
عکس
دلنوشته
خاطره
دنیای پیرامون خودم
طنز- جوک و اس ام اس
آموزش
عشقولانه
شهر من

اتومبیلهای لوکس سال 2010
من هر شب تو را خوانم
جوك
فنجان قهوه
فرصتی برای عاشق شدن
اس ام اس های فلسفی
راز موفقیت از زبان سقراط
چند لطیفه ی ریزه میزه
عجیب ترین های جهان
من محتاج توام

هفته اوّل دی 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386

عاشقانه های دنیا
كد آهنگ براي وبلاگ
محسن ملاح
محمدمظفری
حسین پناهی
محسن کبگانی - نردبان
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گناوه
سیدعلی صالحی
علی احمدی
محسن رضایی فر - روزهای بی خاطره
محمد قاسمي - ترفندهاي ياهو - اينترنت و ...
بهار - سرزمين عشق
سبحان علی یاری - اس ام اس ايروني
رادیو کالج پارک - رادیو اینترنتی دانشجویان اینترنتی دانشگاه مریلند
فرهاد عزیز - کجایند عشقهای اساطیری
میلاد - رضا - رضا - وبی برای بچه باحالا
دل نوشته های یک کودک خیابانی
مامان آرمین
آرزو-شیرین
صلیب شکسته - (دو عاشق : سینا - الهام)
رضا عبدالهی - باغبون باغچه عشق
ترانه فرخی - دختران ایلیا
تینا - بلور رویا
محمد - کلبه دلباختگی
م . ه . ن
محمد سام
لاله
آموزش فلش برای ساخت وبلاگی زیباتر
عکس چهره های مطرح رقص و آواز
آموزش عکاسی
زیر آسمون ابری هامبورگ - فرح دختر با احساسی از آلمان
دنیای شیرین(دنیای من)
دزدعکس 2
ایهام - افق کور
ثبت دامنه رایگان
آبجی و داداش
کاملیا دختری از ایران زمین
عطا
عکس.مدل لباس و ...
رضا بهارلو
باران 87 - آمال بچه های تخریب
کلبه عشق
يه غريب بي نشون - حسين متوليان
زن و مرد
بي حجاب
صبا - ترنم و بوسه تو براي من
اعترافات يك سيب زميني
نکاح
مریم شفیعی - باید به دستهای جنون اقتدا کنم
مهسا خانوم گل - هوای وصال
نرگس - ...
گل سرخ
شعرهایی که دوستشان داریم- یک دوست
اینجا ژاپن است
آموزش گیتار
لحظه
شکیبا - آّبی تر از همه چیز
تیلوری از جنس ممنوعه
ShOzEx
محمد علي ابطحي
عطاالله مهاجراني
طنز امروز ايران
طنزهاي زهرا دري
شعرهاي طنز محمدرضا عالي پناه-افاضات آقاي هالو
خليل جوادي
انتظار
دلنوشته هاي مريم براي كودك دلبندش
بو تو - دانيال عزيز
جايي براي باهم بودن
ساخت لوگو و بنر رايگان
آذين عزيز
سيما-مادري دلسوز و مهربان
هديل-تنهاترين يار
سپيده / زني از دوردستها
دانلود جديدترين آهنگ هاي روز
بدون سانسور/ پسر اردي بهشتي
حكيمه/ مداد رنگي زيبا

RSS 2.0